«نجات یافته» اثر «ادوارد باند»؛ نمایشی که 50 سال قبل به «سانسور رسمیِ تئاترِ» در بریتانیا پایان داد

«نجات یافته» اثر «ادوارد باند»؛ نمایشی که ۵۰ سال قبل به «سانسور رسمیِ تئاترِ» در بریتانیا پایان داد

 از یادداشت های مایکل بیلینگتون در بارۀ کلیدواژه های تئاتر قرن بیستم و سرنوشت امروزی آنها در روزنامۀ گاردین.

مایکل بیلینگتون: برای کسانی که در بریتانیا کمتر از ۵۰ سال سن دارند، «سانسور در تئاتر» مقوله ای ناشناخته و عجیب به نظر می رسد.

در واقع وقتی که ما در بریتانیا وقتی به «سانسور در تئاتر» فکر می کنیم – اگر اصلا به آن فکر کنیم – معمولا آن را به عنوان امری مرتبط با حکومت های استبدادی گذشته می بینیم؛ جاهایی نظیر اتحاد جماهیر شوروی و اقمارش، دوران حاکمیت آپارتاید در آفریقای جنوبی، و یا مثلا دوران حکومت فاشیستی فرانکو در اسپانیا.

 اما خوب است که این نکته را به یاد داشته باشیم که در بریتانیا، تازه در سال ۱۹۶۸ بود که قانونی جدید تصویب شد و سرانجام به فعالیت سیستم رسمی «سانسور در تئاتر»، که بیش از ۲۳۰ سال در بریتانیا عمر داشت، پایان داد.

 هر چند که ما اکنون از قرار گرفتن در روند آزادی سرمست هستیم، ولی غکر می کنم هنوز هم باید نسبت به خطرات خزنده ای که در بریتانیا و دیگر دموکراسی های غربی در حال پیشروی هستند، کاملا هشیار باشیم.

سانسورِ تئاتر در بریتانیاسیستمِ «سانسور در تئاتر» در گذشته و اینکه نمایشنامه نویس های بریتانیا مجبور بودند تا مجوز خود را از یک کارمندِ سطح پایین دولت التماس کنند، پدیدۀ بی معنا، مستبدانه و کهنه بود. این سیستم در واقع امکان آغاز هر نوع  گفتگوی جدی دربارۀ سیاست، مذهب و جنسیت در تئاتر را از بین می برد و گاه ارائۀ آثار نمایشنامه نویسان بزرگیِ چون هنریک ایبسن، آگوست استریندبرگ و جرج برنارد شاو را ممنوع اعلام می کرد.

 همچنین این سیستم موجب القای این باور به «لرد چمبرلین»* و کارمندان او برای بررسی متن های نمایشی، شده بود که هم در زمینۀ زیبایی شناسی کارشناس هستند و هم حق دارند در مورد مسائل اخلاقی نظر بدهند.

به عنوان مثال هنگامی که در سال ۱۹۶۵ کمپانی رویال کورت نمایشنامۀ «نجات یافته» (Saved) اثر ادوارد باند را برای اخذ مجوز به این افراد ارائه کرد، در نخستین گزارش اولیۀ آنها در مورد این نمایشنامه نوشته شد:

  “یک نمایشنامۀ غیر حرفه ای آشوبگر، از یکی از آن نوع نمایشنامه نویس هایی که هرچی به ذهن شان می رسد را می نویسند و تصویری بیشتر از آنچه که خود تجربه کرده اند را ارائه می دهند”.

 در واقع به لحاظ تاریخی این پافشاری «رویال کورت» و استفاده اش از  برداشتی مودبانه از قانون همان زمان – که می گفت “نمایش هایی که مجوز رسمی ندارند، فقط می توانند به شکل خصوصی و «فقط برای اعضا» روی صحنه بروند” – برای اجرای همین نمایش «نجات یافته» بود که چهرۀ پرنخوت و مُهمل «سیستم رسمی سانسور در تئاتر» را عیان کرد و آن را به سرعت به سوی نابودی سوق داد. **

اما اکنون چه؟ آیا امروز ما از داشتن آزادی کامل لذت می بریم؟ در دهۀ ۸۰ زمانی که من یکی از اعضای بخش پژوهش و تحقیقات تئاتر «Cork» بودم، یکی از کارگردانان مشهور تئاتر به ما توضیح داد: ” امروزه «سیستم سانسور در تئاتر» در پوشش «سیستمِ حمایت های مالیِ از تئاتر» عمل می کند و در واقع اکثر کارهای ما، دقیقا همان چیزهایی هستند که دولت خواهانِ آن است”.

 در واقع در تئاتر بریتانیای امروز، چرخشی که، بر اساس مدلِ آمریکایی، از «سرمایه گذاری عمومی» به سوی «سرمایه گذاری خصوصی» داشته ایم، خطرِ مداخلۀ عوامل خارجی در کار هنرمندان را به شدت افزایش داده است.

همچنین «به راه افتادن تظاهراتِ سازمان یافته» هم امروزه شیوۀ دیگری است که می تواند به خفه کردنِ برخی مباحث در تئاتر منجر شود.

سانسورِ تئاتر در بریتانیابه عنوان مثال در دسامبر ۲۰۰۴ نمایش «رسوایی» (Behzti) نوشتۀ گورپریت کور بهاتی (Gurpreet Kaur Bhatti)، نمایشنامه نویسِ هندی تبار و سیک مسلکِ بریتانیایی، که نشان دهندۀ تجاوز و سوءاستفاده ها و جنایاتی بود که در یک معبدِ «سیک»ها اتفاق می افتاد، موجب تظاهرات وسیعی مقابل سالن اجرای این نمایش در بیرمنگام شد و برای حفظ امنیت عمومی به سرعت اجرای آن برچیده شد.

 از آن زمان تاکنون نمایش «رسوایی» در فرانسه و بلژیک نیز اجرا شده است، اما پس از آن وقایع (به جز یکبار که در سال ۲۰۱۰ در تئاترِ سوهو (The Soho Theatre)به شکل خصوصی نمایشنامه خوانی شد) دیگر در بریتانیا دیده نشده است.

اعتراض ها به نمایش «پیک نیک در جلجتا»

.

تکنیکِ «اعتراضات خشمگین» هنوز و در جاهای دیگر هم در حال رخ دادن است. نمونۀ دیگر آن را همین یک ماهِ پیش و در پاریس، دیدیم که کاتولیک های متعصب و خشمگین در اعتراض به اجرای نمایش «پیک نیک در جلجتا» اثر رودریگو گارسیا دست به تظاهرات اعتراض آمیز زدند.

 مسئله ای که باعثِ نگرانی من می شود این است که هراس از این نوع این اعتراض ها و مزاحمت های عمومی می تواند موجبِ نوعی خودسانسوری در برخی نویسندگان و همچنین محافظه کاری بیشترِ تهیه کنندگانِ تئاتر شود.

 در واقع هرچند که امروز به لحاظ تئوریک، پرداختن به هیچ موضوعی برای نمایشنامه نویسانِ بریتانیایی با محدودیت مواجه نیست، اما در حقیقت حوزۀ «مذهب» همچنان برای آنها یک «تابو» و ناحیه ای ممنوعه است. به این ترتیب هرچند که شاید «سانسور رسمی در تئاتر» در بریتانیا مرده باشد، اما به دست آوردنِ آزادی بیانِ کامل در تئاتر و حفظ آن، هنوز برای ما مستلزم مراقبت بیشتری است.

*دستگاه رسمی «سانسور در تئاتر» تا سال ۱۹۶۸، در بریتانیا با عنوان «دفتر لرد چمبرلین» شناخته می شد.

مطالب مرتبط