اجرایی از «پرومته» به کارگردانی «تئودُرس ترزُپولُس» کارگردان نوگرای یونانی

اجرایی از «پرومته» به کارگردانی «تئودُرس ترزُپولُس» کارگردان نوگرای یونانی

از یادداشت های مایکل بیلینگتون در بارۀ کلیدواژه های تئاتر قرن بیستم و سرنوشت امروزی آنها در روزنامۀ گاردین.

مایکل بیلینگتون: «تئاتر تجربی» با وجود سابقۀ تاریخی رادیکال اش، امروزه به ابزاری برای تائید و تحکیم نظم موجود تبدیل شده است. آیا زمان آن نرسیده است که با یک شوت محکم، خواب را از چشم دروازه بان های این جریان بپرانیم؟

ارائۀ یک تعریف مشخص و محدود کننده برای مفهوم «تئاتر تجربی» کار دشواری است و برای همین هر کسی آن را به شکلی متفاوت تعریف می کند.

 بخش اعظم قرنِ ۲۰ در سیطرۀ «ناتورالیسم» به عنوان جریان هنری غالب گذشت. پس از آن در برابر «ناتورالیسم» شماری از جریان های آلترناتیو و رادیکال سر برآوردند و برای مدتی زیادی هنرمندان تئاتر هم دیدگاه های هنری خودشان را در قالب جریان هایی مثل «اکسپرسیونیسم»، «سمبولیسم»، «ابزوردیسم» و «تئاتر شقاوت» جستجو می کردند.

ولی امروز ما در جهانی زندگی می کنیم که در آن بر سر اینکه  چگونه یک حرکت و جریان تازۀ تئاتری به وجود می آید، هیچ اجماعی وجود ندارد و معلوم نیست که کجا و چطور کارگردان های نوگرا و آوانگاردی نظیر رابرت ویلسون (Robert Wilson) و جولی تیمور (Julie Taymor) جذب جریان معمول و عادی تئاتر می شوند.

سوال من این است که در جهانی که «معاصر بودن» برای همه امری آزاد و تجربه ای رایگان شده، نقش واقعی «تئاتر تجربی» چیست؟

اجرای «تئاتر ملی ولز» از نمایشنامۀ «ایرانیان» اثر اشیل

اجرای «تئاتر ملی ولز» از نمایشنامۀ «ایرانیان» اثر اشیل

در بریتانیا گرایش های اصلی و غالب در این زمینه به خوبی قابل تشخیص هستند که یکی آنها رواج یافتن «immersive theatre» است که به خودیِ خود می تواند شامل هر چیزی باشد؛ از یک گردش خودمانی با هدف نوعی سفر درونی (مانند آنچه در فعالیت های کمپانی Punchdrunk دیده می شود) تا دعوتِ تماشاگران به مشارکتِ فعال در یک بازی پرتحرک (نظیرِ نمایش های You Me Bum Bum Train).

«Immersion» نوعی همپوشانی هم با «تئاتر محیطی» دارد که در آن تماشاگران به محیطی نامعمول و نامتعارف برده می شوند؛ محیطی ویژه، که اجرای نمایش بر مبنای آن شکل گرفته است. در تجربۀ شخصی خود من یکی از تاثیر گذارترین نمایش هایی که تا به امروز دیده ام اجرای «تئاتر ملی ولز» از نمایشنامۀ «ایرانیان» بود که در زمینی مخصوصِ آموزشِ نظامیان اجرا می شد.

 و در عین حال در عصر مضمحل شدن طبقه بندی ها و دسته بندی ها، دیگر دیدنِ ترکیب هایی میان نمایش های زنده با انیمیشن، چیدمان، نمایش ایمایی و نمایش عروسکی، برای تماشاگر شگفت انگیز محسوب نمی شود. در میانِ نمایش های ترکیبی (mixed-media) که خودم دیده ام، می توانم به اجرای فوق العادۀ «کودکان و حیوانات خیابان ها را تسخیر می کنند» اشاره کنم که اخیرا بر اساس متنی قدیمی، نوشته شده در ۱۹۲۷، روی صحنه رفت.

ظاهرا «تجربه» در همه جا را گرفته است، ولی در این جمله یک فریب و یک تناقض وجود دارد. و آن اینکه معمولا وقتی ستایش های منتقدانۀ اولیه از چنین «تجربه»هایی فروکش می کند، آنها جذب معبدِ هنرهای فاخر و رسمی می شوند و در آنجا هم با آغوش باز پذیرفته می شوند.

نکته چالش برانگیز آن است که «تئاتر تجربی» امروز کدام مرز را درهم می شکند و از کدام حصار عبور می کند؟

نکته چالش برانگیز آن است که «تئاتر تجربی» امروز کدام مرز را درهم می شکند و از کدام حصار عبور می کند؟ به گمان من آنچه ما امروز شاهدش هستیم نهادینه شدنِ «تئاتر تجربی» به شیوه ای است که امکانِ وجود هر نوع «خطر» و «تهدید» را در آن به حداقل رسانده است.

آنچه ما امروز شاهدش هستیم نهادینه شدنِ «تئاتر تجربی» به شیوه ای است که امکانِ وجود هر نوع «خطر» و «تهدید» را در آن را به حداقل رسانده است.

البته  من هم از تلاش برای نوآوری استقبال می کنم، اما آنچه که امروز با عنوان «تئاتر تجربی» می بینیم، در اکثر موارد بیشتر از هرچیز به تاکتیک های هراس انگیز برای تعلیم و تربیتِ بچه های صغیر شباهت دارند.

آنچه که من توقع دارم در جریان «تئاتر تجربی» مشاهده کنم، هدفی به شدت رادیکال و نوعی سخت گیری در زیبایی شناسی است.

من این نوع پیشتازی را این روزها در مواردی استثنایی مانند کارهای گروه «Cardboard Citizens» می بینم؛ گروهی که با ترکیب بازیگران حرفه ای و آدم های خیابان خواب، سعی می کند درک از «محرومیت» را در آدم ها دوباره خلق کند. البته در این کار رگه های تئاتر آگوستو بوال (Augusto Boal)، کارگردانِ چپگرای برزیلی که اجراهایش را در مکان های عمومی و با حضور آدم هایی نه چندان خوشنام از نظر طبقۀ حاکم برگزار می کرد، به خوبی مشهود است.

Alarmeبه باور من همچنین «تجربه» می تواند در ترکیب با هنرِ به شدت سنجیده و منظمِ شخصی مانند تئودُرس ترزُپولُس (Theodoros Terzopoulos) کارگردان حیرت انگیزِ یونانی، جلوه گری کند؛ کسی که من این امکان را داشتم که کار او را بیش از یک سال قبل در آتن ببینم، ولی به طرز رازآمیزی هنوز در بریتانیا ناشناخته مانده است.

در میان مجموعۀ نمایش های کوچک و بزرگِ شکل گرایانه ای که من دیده ام، نمایش وی با عنوان «Alarme» جایگاه ویژه ای دارد؛ نمایشی که در آن روابط «الیزابت اول» و «ماری» (ملکه اسکاتلند) توسط دو بازیگرِ زن ارائه می شد که مانند مارهای رقصان و به شکلی خرامان و مواج بر روی سطحی شیب دار می لغزیدند.

من قبول دارم که برای من به عنوان یک تماشاگر و یک منتقد هنری، هنوز آن عامل قدیمی و سنتی در تئاتر که به آن نمایشنامه می گویند، جذاب است. ولی در عین حال از تجربه های شکل گرایانه و تکنیکال که به طرزی درست انجام شوند هم لذت می برم.

ما در حال حاضر عموما  با آثاری مواجه هستیم که در عرصۀ بین الملی به اسم «تئاتر تجربی» و «آوانگارد»، اما به شکلی شدیداً «تجاری شده» – و در واقع با گرایش هایی به شدت رام شده برای کاسبکاریِ سالن های تئاتر –  فعالیت می کنند.

 شکایت و انتقاد من از این است که ما در حال حاضر عموما (و با چند استثنای برجسته) با آثاری مواجه هستیم که در عرصۀ بین الملی به اسم «تئاتر تجربی» و «آوانگارد»، اما به شکلی شدیداً «تجاری شده» – و در واقع با گرایش هایی به شدت رام شده برای کاسبکاریِ سالن های تئاتر –  فعالیت می کنند.

در دورانی که “هرچیزی که تغییری ایجاد نمی کند” معمولا با آغوش باز پذیرفته می شود، شاید برای «تئاتر تجربی» زمان آن رسیده باشد که بار دیگر به دنبالِ هدف های رادیکال اش برود و وضعیت موجود را به چالش بکشد.

بیشـتر بخـوانیـد:

رابرت لوپاژ؛ جز ناخودآگاهِ انسان، هیچ جادویی در میان نیست
پیام سیُمین سالگردِ «روز جهانی رقص»
تازه ترین نمایشنامۀ «علیرضا نادری» با صدای خودش
معجزۀ تئاتر؛ گزارشی از یک روز تمرین «حمید پورآذری» در لندن
اعلام انصراف «علی رفیعی» از اجرای «یرما» در «تالار وحدت»
چرا «اشیل» در آرمانشهرِ افلاطون «سانسور» خواهد ‌شد؟ - (3)
‌سه گانۀ «انتقام»، «جنسیت» و «قانون» در تریلوژیِ «اورستیا»
دیدار با «آرین موشکین»؛آرمانشهر جایی در آینده منتظر ماست
بانویِ بلفاست؛ دربارۀ «مری جونز» و «سنگ ها در جیب هایش»