نمایی از نمایش Pippin

.

دوگال شاو ، بی بی سی، گزارشگر بخش تکنولوژی: بعضی ها از هنرمندان تئاتر با ابداعات تیموتی برد (Timothy Bird) و کارهای گروه اش «Knifedge» برخورد دوستانه ای ندارند.

ابداعات او نظیر امکانِ شمشیربازی کردن بازیگران زندۀ روی صحنۀ تئاتر با یک شخصیتِ کامپیوتری که در یکی از کارهای اخیر او به نام «Pippin» رخ می داد، تماشاگرانِ تئاتر را به جهانِ بازی های رایانه ای می برد.

Sunday in the Park with Georgeنمایش «یکشنبه در پارک با ژرژ» (Sunday in the Park with George) که در آن تصاویر نقاشی های ژرژ سورا (نقاش فرانسوی) به آرامی بر روی صحنۀ تئاتر زنده می شدند، در سال ۲۰۰۷ برای گروه «Knifedge» «جایزۀ الیویر» برای بهترین طراحی را به ارمغان آورد و موفقیت و شهرت آنها را تحکیم کرد.

آثار برجسته و تاثیرگذاری مانند کارهای تیموتی برد و اشخاص دیگری مثل او، نشان می دهد که در پنج سال گذشته نقش فن آوری ویدئویی در طراحی صحنۀ تئاتر روبه رشد بوده است و عنوان «طراح ویدئو» به بروشور تعداد بیشتری از نمایش ها راه یافته است؛ چیزی که در دهه پیش مرسوم نبود.

تیموتی برد: بعضی ها اسم ما را «Vidiots» گذاشته اند

این آقایان و خانم های «Vidiots» چه کسانی هستند و می خواهند چه بلایی سر تئاتر بیاورند؟

تیموتی برد می گوید علت اینکه کار قبلی اش در تولیدِ محصولات تلویزیونی را رها کرده و به سوی جهانِ تئاتر جذب شده، این است که محصولات تلویزیونی فرمت استانداردی را دنبال می کنند. او معتقد است که تلویزیون واقعاً در چند دهۀ اخیر هیچ تغییر مهمی نکرده است، در حالیکه تئاتر از این لحاظ موقعیت کاملا متفاوتی را ایجاد می کند.

در این جریانِ تازه در تئاتر، که منتقدان آن را «تکنودراما» (technodrama) و یا «واقعیت ترکیب یافته» (mixed reality) نامیده اند، با جهانی مواجه می شویم که بر روی آخرین فن آوری های دیجیتالی آغوش گشوده است.

در این جهان پروژکتورهای تصاویر سه بعدی، ماسک های واقعیتِ مجازی (virtual-reality) برای بازیگران، استفاده از  دوربین های «استاپ موشن» (stop-motion) و قابلیت های انیمیشن های رایانه ای، همگی در اختیار ما قرار دارند.

و از آنجایی که سخت افزار ها و نرم افزار ها روز به روز ارزان تر می شوند،  امکان استفاده از آنها حتی برای گروه های کوچک تر یا مستقل تئاتری هم به تدریج فراهم شده است و دیگر به نمایش هایی با بودجۀ زیاد مانند آثار رابرت لوپاژ (کارگردانِ کانادایی و پیشرو در زمینۀ «تئاتر دیجیتال» که با آثارش توجه دنیا را به دستاورد فن آوری های تازه برای تئاتر جلب کرد) منحصر نیستند.

اما چیزی که بیش از همه برای تیموتی برد هیجان انگیز است، پیشرفتی است که در زمینۀ «پروژکشن تصاویر دو بعدی ویدئویی» رخ داده است.

به گفتۀ تیموتی برد این یک انقلابِ واقعی در زمینۀ فن آوری دیجیتال است؛ اینکه شما، به جای آنکه مجبور باشید تصاویر دو بعدی را الزاماً بر روی سطحی تخت پخش کنید، می توانید آنها را به دلخواهِ خود و با دقت و وضوح کامل بر روی حجم های دکور نمایش تان منعکس کنید.

تیموتی برد می گوید که این ویژگی موجب می شود تصاویر «دو بُعدی» کیفیتی «سه بُعدی» پیدا کنند، بی آنکه تماشاگران ناچار به استفاده از عینک های مخصوص باشند و حس تجربه و تماشای یک تئاتر را از دست بدهند.

برای رسیدن به این هدف، گروه «Knifedge» در مرکز لندن، هزاران ساعت را پشت کامپیوتر های شان صرف می کنند تا با استفاده از نرم افزارهای مختلف به نقشه ای دقیق برای صحنۀ نمایش برسند.

 آنها برای کارشان، نرم افزارهایی مثل «Vectorworks» و نرم افزارهای طراحی انیمیشن های سه بعدی مانند «Maya» را به کار می گیرند، و البته هنوز در کنار اینها از روش های سنتی ای نظیر ساخت ماکت های مقوایی هم استفاده می کنند.

زمانی که وقتِ پیاده کردن این ایده ها و تصاویر بر روی صحنه می رسد، معمولا اعضای گروه با خودشان کیسه خواب های شان را هم به سالن تئاتر می برند؛ چون می دانند که برای اینکه به ایده های شان زندگی ببخشند، ممکن است ناچار شوند تمام شب را آنجا بمانند.

البته اجرای چنین ماًموریتِ متعهدانه و پر جزئیاتی تنها در سالن های تئاتر رخ نمی دهد. گروه طراحان ویدئوی تیموتی برد – که خودش به آنها «imagineering outfit» می  گوید – در زمینه های دیگری چون طراحیِ نور در کنسرت های پاپ، رونمایی از محصولات تجاری و حتی برگزاری رویدادهای ورزشی بین المللی هم فعالیت می کنند.

ویلیام دادلی: می خواهم جادوی دنیای «سینما» را روی صحنۀ «تئاتر» بیاورم

اگر بخواهیم از کسی یاد کنیم که در تجربیاتش از تئاتر سنتی و آنالوگ به گذار جسورانه ای به دنیای «تئاتر دیجیتال» کرده است، ویلیام دادلی (William Dudley) نمونۀ خوبی است.

برای اهلِ تئاتر، او کسی است که در طی ۶ دهه فعالیت حرفه ای اش، ۷ بار موفق به دریافت «جایزۀ الیویر»  شده است. اما در میان طراحان ویدئو، احتمالا او بیش از همه به خاطر طراحی اش در نمایش «Woman in White» در سال ۲۰۰۴ شناخته شده که در آن تصاویر ویدئویی بر روی اجزایِ در حال حرکتِ دکورِ نمایش پخش می شدند.

اولین تحولِ دیجیتالی در زندگی او به عنوان طراح صحنۀ تئاتر، در ۱۹۹۰ رخ داد؛ هنگامی که یک دوستش که طراح پوستر بود، به او پیشنهاد کرد که برای خودش یک کامپیوتر اپل (Apple Mac) بخرد و او در جواب گفته بود: «این دیگه چیه؟».

ولی کمی بعد او با استفاده از همین سیستم، کارکردن با نسخه نخست «فوتوشاپ» را شروع کرد، و به گفتۀ خودش همین اتفاق تبدیل به نقطۀ عطفی در کارنامۀ هنری اش شد.

Coast of Utopia trilogyویلیام دادلی برای نخستین بار از ویدئو پروجکشن در سال ۲۰۰۲ و برای طراحی صحنۀ نمایش «سه گانه سواحل اتوپیا» (Coast of Utopia trilogy) اثر تام استوپارد استفاده کرد.

او تعریف می کند: «تام گفت من این نمایشنامه رو جوری نوشته ام که انگار برای فیلم نوشته شده، و بابت این موضوع هم ازت معذرتخواهی نمی کنم. این مشکل، که چطوری می شود صحنۀ این نمایش را طراحی کرد، را باید خودت حل کنی. من هم بهش جواب دادم مسئله از نظر من حل شده است، البته با تشکر از ویدئو پروجکشن».

هنگام کار کردن روی این نمایش، ویلیام دادلی متوجه شد که می تواند ویدئو پروجکشن را جوری نصب کند و تصاویر را طوری پخش کند که بازیگران این امکان را داشته باشند به که داخل تصویر وارد شوند و از آن خارج شوند؛ کاری شبیه به آنچه که وودی آلن در فیلم «رز ارغوانی قاهره» (Purple Rose of Cairo) کرده بود.

دیوید ویلیس: یونانی های باستان دیوانۀ تکنولوژی بودند

تئاتر، از آغازِ پیدایش اش تاکنون، توانسته با استفاده از علم و تکنولوژی، قابلیت های جادویی گوناگونی را به نمایش بگذارد.

David Wilesدیوید ویلس (David Wiles)، مدرس تئاتر در «Royal Holloway»، می گوید: «رومی ها دیوانۀ تکنولوژی بودند و دوست داشتند توانایی های شان در ساختِ دستگاه ها را به نمایش بگذارند. آنها دوست داشتند روی صحنۀ تئاتر فروریختن کوه ها را به نمایش بگذارند و بر روی صحنه، با استفاده از قوانین هیدرولیک، رود و سیل و توفان به راه بیاندازند».

دیوید ویلس، که پژوهشگر بخش تاریخِ تئاتر در دانشگاه کمبریج نیز هست، ادامه می دهد: «یونانی ها هم با استفاده از جرثقیل یک فرشته یا خدای در حال پرواز را نشان می دادند. البته آنها – نسبت به رومی ها- بیشتر به مباحث نظری توجه داشتند و توجه ویژه ای هم به علم «آکوستیکِ صدا» در محل اجرای تئاتر داشتند».

اما آیا رومی ها – اگر می توانستند – در تئاترهای شان از توئیتر هم استفاده می کردند؟ یا مثلاً آیا ممکن بود یونانی ها علاقه مند شوند که «همسرایان» نمایش های شان را با استفاده از واقعیتِ مجازی روی صحنه بیاورند؟ آیا وقتی که تئاتر خودش را با ویژگی های هر عصر و دورانی انطباق می دهد، مرز مشخصی برای ورود تکنولوژی وجود دارد که نباید از آن عبور کنیم؟

چالش انتقادی ادامه دارد؛ «فن آوری دیجیتال» ممکن است چه بر سر «تئاتر» بیاورد؟

بسیاری از تئاتری ها – از کارگردان ها گرفته تا طراحانِ نور و بازیگران و منتقدانِ تئاتر-  آشکارا با کارهای طراحان ویدئویی مخالفت می کنند؛ چون معتقدند که این کارها توجه تماشاگران را به خودشان جلب می کنند و آنها را گیج می کنند و جذابیت و جادوی اجرای تئاتر را از بین می برند.

Matt Wolfمت ولف (Matt Wolf)، منتقد شناخته شدۀ تئاتر در  اینترنشنال هرالد اَند تریبون، با کنایه می گوید: «در زمانه ای که قرار است بی توجهی جای آگاهی را بگیرد، من می توانم بفهم که تکنولوژی هم کاربردی ویژه دارد». او به ما هشدار می دهد: «تکنولوژی می توان جایگزین قدرت تخیل آدم ها شود و این وظیفه ای است که امروز بر عهده گرفته است».

مت ولف می گوید او به این باور کهن اعتقاد دارد که قدرت تئاتر در فعال کردن نیروی تخیل مخاطب و مشارکت ذهنی او برای کامل کردن نمایش نهفته است و تکنولوژی تا جایی می توان پیش بیاید که به این مسئله لطمه نزد.

او می گوید «اینکه تئاتر بخواهد شبیهِ سینما به نظر برسد تا با سینما رقابت کند، هیچ نتیجۀ خوبی ندارد؛ بگذارید «سلولوئید» خودش کار خودش را، به بهترین شکلِ خودش، انجام دهد».

در طرف مقابل، طراحان ویدئویی این مقاومت و ایستادگی را جدی نمی گیرند؛ ویلیام دادلی به مبارزه با آنچه خودش «کمپین دفاع از صحنه پردازیِ واقعی» می نامد، رفته و در همین حال تیموتی برد هم به دنبال ایجاد انجمنی با همکاران و همفکران خودش است. و البته صدای افراد بانفوذی هم در دفاع از آنها شنیده می شود.

Michael Billingtonبه عنوان مثال مایکل بیلینگتون، منتقد شناخته شدۀ روزنامۀ گاردین، معتقد است: «این دیوانگی است که بگوییم تئاتر از تکنولوژی های جدید – به خصوص از ویدئو پروجکشن – استفاده نکند، آن هم وقتی که دیده ایم استفاده از این تکنولوژی ها می تواند نتایج درخشانی به بار آورد».

البته مایکل بیلینگتون اضافه می کند: «تکنولوژی می تواند بر صحنه سیطره پیدا گند، اما چنین اشتباهی مسئولیت اش بر عهدۀ کارگردان نمایش است و حاصلِ خطایی در درکِ مفهومِ کارگردانی است».

او که نویسندۀ کتاب «State of the Nation» است و به تحلیل تغییرات تئاترِ بریتانیا پس جنگ جهانی پرداخته، می گوید: «اگر قرار بود تئاتر به تکنولوژیِ جدید پشت کند، باید از همان ابتدا در سال ۱۸۸۰ نیز استفاده از نورپردازی تئاتر با پروژکتورهای الکتریکی را نمی پذیرفت».

به هرحال، حتی هنرمندانی که خودشان مدافع این عرصۀ تازه هستند هم قبول دارند که برای استفاده از تکنولوژی باید محدودیت هایی قائل بود.

تیموتی برد می گوید: «اگر کارگردان ها تکنولوژی را به نمایش شان تحمیل کنند، نتیجه چیزی تصنعی، بدلی و تقلبی برای خالی کردن جیب دیگران خواهد شد. نکتۀ مهم دیگر این است که در تئاتر باید همواره احساس «زنده بودن» واقعه و ارتباط آن با «عنصر انسانی» حفظ شود».

دیک استراکر (Dick Straker) از گروه «Mesmer collective» که در دهۀ اخیر با گروه های زیادی در زمینۀ طراحی ویدئو های نامعمول همکاری کرده، می گوید: «به هرحال بعضی از کارگردان ها هنوز این کار را دیوانگی می دانند. آنها تئاتر را جایی برای ارتباط مستقیم و زندۀ بازیگر و تماشاگر با هم می دانند و از من می پرسند: چرا تو می خوای با جلوه های تصویریِ از قبل ضبط شده، مثل تلویزیون، این ارتباط رو در رو و مستقیم را تغییر شکل بدهی؟ خب، من این نگرانی را درک می کنم».

تئاتر آینده چه شکلی خواهد داشت؟

دیک استراکر معتقد است که طی چند سال آینده نسل جدیدی از طراحان ویدئویی به صحنۀ تئاتر وارد خواهند شد و این مسئله همه چیز را به طریقی تغییر خواهد داد که ما فعلاً حتی از درک و تصور آن عاجزیم.

 او می گوید: «ده سال قبل، آدم هایی مثل خود من به با این تکنولوژی مثل یک بازی، برای سرگرمی شخصی و مثل یک تجربۀ بامزه سرو کله می زدیم. ولی حالا می بینیم که دانش آموزها و دانشجوها آگاهانه انتخاب می کنند که می خواهند در آینده «طراح ویدئو برای تئاتر» بشوند»!

کاربرد تکنولوژی بازی های رایانه ایدیک استراکر می گوید: «من در این بچه های بیست و چندساله تفاوت بزرگی با خودم می بینم؛ تکنولوژی کاملاً با زندگی آنها آمیخته شده است. آنها جور دیگری بزرگ شده اند. در نتیجه رابطه آنها هم با محیط شان و ارتباط شان با ابزارهای ارتباطی شکل متفاوت پیدا کرده است».

متصدیان طراحی ویدئو همین الان هم در حال تجربه کردن با همان ابزاری و وسائلی هستند که در اختیار و دسترس این نسل تازه هم هست.

همین الان گرایش های تازه ای در حال شکلگیری است و احتمالاً در آینده بیشتر شاهد شکلگیریِ «صحنه های تعاملی» (interactive sets) در تئاتر باشیم؛ صحنه هایی که در آنها بازیگران زندۀ روی صحنه، در تعامل با علائم و نشانه های دیجیتالی قرار خواهند گرفت.

برای این منظور «Knifedge» با ایده ای که از بازی های رایانه ای گرفته شده، در حال تحقیق و آزمایش بر روی کاربردهای «Xbox Kinect camera» است و دیک استراکر بیشتر به استفاده از «دوربین های مادون قرمز» برای خلق و هدایت کنش بر روی صحنه علاقه مند شده است.

تئاتر دیجیتالویلیام دادلی در جستجوی تازه ترین تکنولوژی ها برای تئاتر، شیفتۀ نسل تازۀ لنزهای دیجیتالی شده است؛ لنزهایی که در آنها از الگوریتمی استفاده می شود تا تصاویر از شکل افتاده هنگام پخش بر روی سطوح ناصاف و شیبداری، نظیر سطح یک چادر و خیمه، به تصاویری صاف و واضح بدل شوند.

در واقع او در نظر دارد از این تکنولوژی در برداشتِ تازۀ خود از «یکشنبه در پارک با ژرژ» استفاده کند که قرار است در سال ۲۰۱۳ و در شهر پاریس روی صحنه برود؛ هم اکنون و در حالی که بیشتر از یک سال به اجرای این نمایش باقی مانده، گروه وی به شدت مشغول به کار هستند و آخرین مراحل از طراحی ویدئویی این نمایش را طی می کنند.

به این ترتیب شاید این کاشفان ویدئویی، در آینده ای نه چندان دور، تئاتر را با ترفندهای خیره کننده تری فتح کنند.

بیشـتر بخـوانیـد:

معرفی کتاب: نمایشنامۀ «پینوکیا» نوشتۀ «استفانو بننی»
رابرت لوپاژ؛ جز ناخودآگاهِ انسان، هیچ جادویی در میان نیست
استاد از میانِ ما رفت؛ «حمید سمندریان» دارِ فانی را وداع گفت
رضا سرور: آموزه‌ های «پدر تئاتر ایران» برای همۀ فرزندانش
یادداشتی از «بهزاد قادری»؛ «سمندریان و سر/مایه»
اعلام انصراف «علی رفیعی» از اجرای «یرما» در «تالار وحدت»
چرا «اشیل» در آرمانشهرِ افلاطون «سانسور» خواهد ‌شد؟ - (2)
نامۀ «نغمه ثمینی» به «بهرام بیضایی» به مناسبت تولدش
ملاقات با «تام استوپارد»؛ «آشوبگرِ خجالتی» یا «محافظه کار»؟