«مهناز افشار» در تصویری از نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم». عکس از «کوروش جوان»

«مهناز افشار» در تصویری از نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم». عکس از «کوروش جوان»

مدیریت تئاتر در این دهه نشان داده بیش از آنکه بخواهد به تئاترهایی همچون«مخزن» یا نام­هایی چون جلال تهرانی، امیررضا کوهستانی، حمید پورآذری و نام­هایی دیگر بها دهد و آنها را حمایت کند، توجه ویژه اش را – بخصوص در دو سال اخیر – بر روی نمایش هایی گذاشته که گنگ و نامفهومند و بیشتر از نمایش هایی حمایت می کند که شکل و شمایل و مفاهیمی انتزاعی را ارائه می کنند.

حسین ذوقی


بررسی کیفیتِ برخورد مدیرانِ تئاتر با دو جریانِ تئاتریِ دهۀ هشتاد

حسین ذوقی

سال پیش با دو تئاتر به پایان رسید؛ «آمدیم نبودید رفتیم» و «مخزن». یکی در تالار ایرانشهر و دیگر در تالار مولوی اجرا شدند.

 این دو اجرا بی نهایت از هم دورند، در سالن های متفاوت، با رویکردهای متفاوت اجرا می شوند. قصد هم بر مقایسه دو اجرا نیست که در شان هم نیستند. غرض اینکه مدیریتِ تئاتر ما چه برخوردی با این دو گونه اجرا دارد؟

یک سو، «مخزن» یکی از  نمایندگان تئاترِ خوب  ایران – لااقل در یک دهه اخیر- است و «آمدیم نبودید رفتیم» هم پرچمدار گونه ای دیگر. این گونۀ دیگر که عنوانِ بی سبقه و سابقه «تئاتر تجربی حرفه ای» را بر خود می گذارد در این سال ها کم دیده نشده است، دایره ای وسیع را در بر می گیرد و با توجهات ویژه ای از طرف مدیریتِ تئاتر در یک دهۀ اخیر مواجه شده است. و مخاطبان ویژه ای هم دارد؛ مخاطبانی که تئاتر را تقریبا نمی شناسند و ورودشان به تئاتر همچون تفریحات دیگر است. آنها رفتن به تئاتر گلریز، تماشای اجرایی عارفانه و سر تکان در تالار وحدت یا اجرای یک نمایش «تجربیِ حرفه ای» را یکسان می پندارند؛ هر چند برخی از این اجراها مزایایی هم برایشان دارد.

«ایوانف» نوشته و کار «امیررضا کوهستانی». عکس از «عباس کوثری»

«ایوانف» نوشته و کار «امیررضا کوهستانی». عکس از «عباس کوثری»

مدیریت تئاتر در این دهه نشان داده بیش از آنکه بخواهد به تئاترهایی همچون «مخزن» یا نام­هایی چون جلال تهرانی، امیررضا کوهستانی، حمید پورآذری و نام­هایی دیگر بها دهد و آنها را حمایت کند، توجه ویژه اش را – بخصوص در دو سال اخیر – بر روی نمایش هایی گذاشته که گنگ و نامفهومند. مدیریت تئاتر بیشتر از نمایش هایی حمایت می کند که شکل و شمایل و مفاهیمی انتزاعی را ارائه می کنند.

تاکید ویژه چند سال اخیر مدیریتِ تئاتر بر تئاتر تجربی، البته با تعاریف خاص و انحصاری و من درآوردی، بوده است. این تعریف نیز بیشتر مبتنی بر تئاترها یا نمایش هایی بوده است که تنها اشتراکشان «بی خطر بودن» و «نامفهوم بودن» است. تئاترِ به اصطلاح فیزیکال، که ملغمه ای از حرکات شدید بدنی، و بیان کنندۀ مفاهیم پیش پا افتاده است را می توان در این سال ها به وفور مشاهده کرد.

این شکل تئاتر که مورد توجه و حمایت مدیریت تئاتر قرار دارد – به نوعی – دستاویزی شده برای جلوگیری از تئاتر مستقل و پیشرویی که در دهۀ هشتاد شکل گرفت و کم کم و در سال های آخر این دهه توانست جای خود را در میان مخاطبان پیدا کند؛ تئاتری که همواره با موانع بی شماری در مراحل تولید و اجرا مواجه بوده است.

«خشکسالی و دروغ» نوشته و کار «محمد یعقوبی». عکس از «نوشین جعفری»

«خشکسالی و دروغ» نوشته و کار «محمد یعقوبی». عکس از «نوشین جعفری»

 این اتفاق به خصوص در چند سال اخیر زیادتر به چشم می خورد. چند نمونۀ مهم را می توان در دو سال اخیر ذکر کرد؛ «نوشتن در تاریکی» و «خشکسالی و دروغ» دو اجرا از محمد یعقوبی، «ایوانف»ِ امیررضا کوهستانی، «دایره گچی»ِ حمید پورآذری نمونه هایی از این دست اجراها هستند که این با لطمات فراوانی از جانب مدیران روبه رو شدند.

 همه این نمونه ها مسیری تقریباً مشابه را طی کردند. همۀ این اجراها با استقبال مخاطبانِ خود مواجه شدند و توانستند مورد توجه قرار بگیرند. اما مدیران با این گونه اجرا چه برخوردی کردند؟

هیچ کدام از این اجراها مورد حمایت مدیران نبودند، از طرفی تلاش فراوانی شد تا در کوتاهترین زمان ممکن اجرای آنها پایان یابد و و به دلایل عجیب این نمایش ها از ادامۀ اجرا بازماندند. به یاد بیاورید اتفاقاتی را که برای «ایوانف» و «خشکسالی و دروغ» در تالار ایرانشهر رخ داد.

 این نمایش ها در ابتدا با جنجال های فراوان و به واسطه افتادن میان سلایق مدیران سالن و مدیران ممیزی، چندین اجرای اول خود را از دست دادند و در ادامه نتوانستند اجراهای خود را تمدید کنند. در زمان این اجراها، دلیل عدم تمدید «اجرای نمایش بعدی» ذکر شد. هیچ کمکی نیز برای برطرف کردن مشکل انجام نشد. تمام تلاش مدیران بر  این بود که این نمایش ها در کوتاهترین زمان ممکن از اجرا باز بمانند.

اما این مسیر هیچگاه در مقابل آنچه با عناوین «تجربی» یا «تجربیِ حرفه ای» که جدیداً نام «تئاتر خصوصی» را هم به خود اختصاص داده اند، مشاهده نشده است.

 مجید سرسنگی، رضا حداد، و عزت الله انتظامی در جشن افتتاحیۀ «آمدیم،نبودید،رفتیم»ببینید در این مورد اخیر و در اجرای نمایش «آمدیم، نبودید، رفتیم» چه صورتی داشت. نمایش با تبلیغات فراوان (که البته از سوی گروه رخ داد) آغاز به کار کرد. اینبار هیچ نامی و هیچ اجرای در پس آن نبود که به دلیل اجرای آن، این یکی از اجرا بازماند.

اجرای نمایش به دلیل اینکه با استقبالِ مخاطب (همان نوع مخاطبی که در ابتدا این نوشته از آنها یاد شد) مواجه شده است، چندین نوبت تمدید شده است و برنامه ریزی مدیریت سالن هم به گونه ای است که نامی از نمایش بعدی برده نمی شود.

اینگونه است که «تجربی کاران حرفه ای» دم از «روی پای خود بایستید» می زنند. و این «روی پا ایستادن» نه به دلیل کیفیت اثر، که به یُمنِ زور ستاره های نود شبی های تلویزیون و ستاره های سینما و حمایت بی دریغ مدیران رخ می دهد.

 هدف، نفی و خواستِ حذفِ اینگونه آثار نیست. اتفاقاً عقیدۀ شخصیِ من بر این است که این نوع نمایش­ها، حتی در بدترین و نازل ترین کیفیات ممکن نیز، اگر با استقبالِ مخاطب رو به رو باشند می توانند در شرایطَ برابر با دیگر آثار روی صحنه باشند و به قول تجربه کاران حرفه ای و خصوصی «رو پای خود بایستند» و درآمدزایی کنند و بتوانند به زعم خود تکنولوژی های جدید را به مخاطب نمایش دهند.

اما این شرایط «نابرابر» است. چگونه است که مدیری، نمایشی را که مورد توجه اکثریت مخاطبان و منتقدان قرار می گیرد را به دلایل مختلف از چرخۀ اجرا خارج می کند و نمایش دیگری را اینگونه حمایت می کند؟ با نگاهی به آثار مورد توجه مدیرانِ تئاتر در سال های اخیر و شعارهای منحصر به فرد مدیران، می توان جواب این پرسش را داد.

به زعم این مدیرانِ تئاتر، تئاتر باید بی­خطر باشد، تئاتر برای مخاطب می بایست که تنها و تنها منبع تولید لذت و شادی باشد، سرگرم کردن در اولویت است. و هرجا که تئاتر، اجتماع را هدف می گیرد، قابل پذیرش نیست. اینگونه است که «دایره گچی»، «ایوانف» و یا «نوشتن در تاریکی» با اینکه با استقبال مخاطب مواجه می شوند، مورد پذیرش نیستند. اینگونه است که تئاتر مستقل، تئاتر اجتماعی و تئاتر رئالیستی از حمایتی برخوردار نیستند. به زعم مدیران، تئاتر می بایست که بی خطر باشد و هدفش تنها سرگرم کردن است.

«مخزن» نوشته و کار «جلال تهرانی»

سال پیش «مخزن» در تالار مولوی برای دومین بار بر روی صحنه رفت و بعد از مدت ها، تالار مولوی دوباره روی مخاطبِ بی شمار را به خود دید.

اما چگونه بود که این نمایشِ پیش از این اجرا شده و تایید شده، به مشکلِ ممیزی بر می خورد؟ چگونه است که تعدادی از اجراهای این نمایش قربانی سلیقۀ مدیران می شود و چگونه است که با وجود استقبال هیچ حرفی از تمدید بلند مدت نمایش به میان نمی آید؟ سال پیش «آمدیم، نبودید، رفتیم» در تالار ایرانشهر به روی صحنه رفت. اجرای این نمایش تمدید و باز هم تمدید شد.

فارغ از کیفیات دو اثر و فارغ از هر گونه قضاوت و انتقاد، موضع گیریِ مدیرانِ تئاتر نسبت به این دو اجرا نشان می دهد که سلیقۀ مدیرانِ تئاتر به کدام سو است و آنها چگونه نمایشی را بیشتر می پسندند.

مطالب مرتبط