اجرایی از «سیدی لاربی چرکائویی»

واژۀ «رقص» همچون «موسیقی» در ایران از دیدگاهِ رسمی واژه ای سوءتفاهم برانگیز محسوب می شود. بسیاری از انواع رقص در ایران از دیدگاه فرهنگِ رسمی قبیح و ممنوع شمرده می شوند و جایی در صحنه های تئاتر یا رسانه های تصویری ندارند.

با اینحال بسیاری از اهل تئاتر ایران و مسئولان مربوطه به خوبی آگاهی دارند که «رقص»، به عنوان نظامی سازمان یافته از نشانه ها و به مثابه بیانی بدنی و شکلی از اجرا، همچون «موسیقی» گستره ای فراتر از نمونه ها و شیوه های ممنوعِ آن را شامل می شود.

«تئاتر» و «رقص»، با ریشۀ مشترکی که در آیین های مذهبی و اجتماعی نوع بشر داشته اند، در طول تاریخ چنان با یکدیگر و با سنت و فرهنگ اقوام مختلف آمیخته شده اند که تفکیک ناپذیر می نمایند.

در تئاتر ایران، برای عبور از مانع سوءتفاهم ها و بدبینی ها، گاه «رقص های آیینی» تحت عنوان «نمایش های آئینی» ارائه می شوند، گاه به جای واژۀ «رقص» از ترکیب هایی مانند «حرکات موزون» و «حرکات فرم» استفاده می شود و گاه به شکل نادرستی عنوان «تئاتر فیزیکال» را جایگزین آن می کنند، و گاه – در مواردی چون «رقص چوب» یا «رقص سماع» – از واژۀ «رقص» همانگونه که هست، استفاده می شود.

ارتباط و پیوستگی هنر «رقص» با فرهنگ و تمدن بشری موجب شده است که از سال ۱۹۸۲ «انستیتوی بین المللی تئاتر» (ITI)- وابسته به سازمان یونسکو – روزی در سال (۲۹ آپریل) را به عنوان «روز جهانی رقص» تعیین و نامگذاری کند.

امسال نیز «روز جهانی رقص» به شکل همزمان در بسیاری از کشورهای جهان جشن گرفته شد. همچنین در مراسمی که در مقر سازمان یونسکو در پاریس برگزار شد، مطابق هر سال یکی از چهره های برجستۀ جهانِ رقص نیز پیامی را برای جهان ارائه داد.

متن پیام سیُمین سالگرد «روز جهانی رقص» که توسط سیدی لاربی چرکائویی (Sidi LarbiCherkaoui) رقصنده و طراح رقص نامدار بلژیکی، ارائه شد، به شرح زیر است:

در ستایشِ رقص بی پایان زندگی

 سیدی لاربی چرکائویی


در گذر از میان زمانه ها و اعصار گوناگون، بیش از هر چیز دیگر، این «هنر» است که ماندگار است. «هنر» چه به صورت ساختمان ها، کتاب ها، تصاویر و موسیقی ظاهر شود و یا حرکت و رقص، میراث نوع بشر است.

از این نظر، من به «رقص» به عنوان هنری پوپا و به مثابه نوعی آموزش تاریخی نگاه می کنم؛ هنری که از گذشته تا اکنون، مدام در حالِ به روز شدن است؛ هنزی که ارتباطی پایدار با گذشتۀ خود دارد، اما همواره در لحظۀ حال اتفاق می افتد.

«رقص» در عین حال، مانند سایر هنرها، برای خود مرزی را به رسمیت نمی شناسد.

حتی وقتی که شکل ها و شیوه های به قطعیت رسیده سعی دارند خود را محدود کنند و در چهارچوب مشخصی کار کنند، جریان و حرکتِ زندگی، رقصِ زندگی و نیاز آن به طغیان، به سرعت بر چهارچوب ها غلبه پیدا می کند و به آن شیوه های قطعیت یافته اجازه می دهد تا به ترکیب های تازه ای منتهی شوند.

در جهان همواره چیزی در حال درآویختن و آمیزی با چیز دیگریست و این طبیعت جهان است. و رقص تنها در فضایی مسکن می گزیند که به آن وابسته است؛ یعنی در زمانِ حالِ همیشه در حال تغییر.

به باور من رقص یکی از صادقانه ترین فرم های بیانی است که همواره به ما تسلی می بخشد.

زیرا هنگامی که مردم می رقصند، رقص کلاسیک یا رقص مدرن یا از هر نوع دیگری که باشد، احساس آزادی می کنند، از دروغ و تزویر مبری هستند و نقاب های همیشگی شان را کنار می گذارند.

مردم همیشه در حال واکنش نشان دادن به همدیگرند، اما شاید بشود گفت هنگامی که می رقصند، بیشترین چیزی که از خود باز می تابانند تلاش برای ساختن لحظه ای خالص و صادقانه است.

 این چنین است که در حرکت کردن «مانند دیگران»، در حرکت کردن «همراه دیگران» و با تماشای «نحوۀ حرکت دیگران»، ما بهتر می توانیم عواطف شان را درک کنیم، بفهمیم که چگونه فکر می کنند و به انرژی وجود آنها متصل شویم. و شاید اینگونه است که می توانیم «دیگران» را بشناسیم و به روشنی درک شان کنیم.

من دوست دارم به اجرای «رقص» به عنوان جشنی برای همزیستی و ایجاد فضایی و زمانی برای همدیگر فکر کنم.

ما غالباً این را فراموش می کنیم؛ اما زیبایی بنیادینِ یک «اجرا» در آن است که سبب کنار هم جمع شدنِ انبوهی از مردم می شود؛

انبوهی از مردم که کنار هم نشسته اند و لحظات مشترکی را سپری می کنند؛ در آن لحظات هیچ چیز خصوصی و شخصی نیست و هر ا«جرا» تجربه ای به غایت اجتماعی و جمعی است؛

همۀ ما برای برگزاری یک آیین جمع شده ایم؛ آینیی که در آن همۀ ما در یک اجرا و در یک زمانِ حالِ مشترک، پیوند می یابیم.

و حال، در سال ۲۰۱۲، من برای همه «رقص» بسیار آرزو می کنم؛

نه برای آنکه مشکلات سال ۲۰۱۱ را فراموش کنند، برعکس، برای آنکه بر مشکلات به شیوه ای خلاقانه غلبه کنند، برای آنکه در اطراف مشکلات برقصند و حرکت کنند تا سرانجام راهی برای درآویختن با یکدیگر و پیوند با جهان بیابند، و برای آنکه با زندگی به عنوان بخشی از یک رقص بی پایان بیامیزند؛

رقصی برای یافتن صداقت در خودمان و انتقال این احساس صداقت به دیگران، و برای منعکس کردن و ستودن این وضعیت.

 سیدی لاربی چرکائویی

.

آشنایی با «سیدی لاربی چرکائویی»

سیدی لاربی چرکائویی در جهانِ رقص از سیدی لاربی چرکائویی (Sidi Larbi Cherkaoui) به عنوان یک رویاپرداز کامل و یک شاعر به تمام معنا یاد می کنند.

این طراح رقص بلژیکی با ترکیب و ایجاد تعادل میان گونه های مختلفِ رقص آثاری ماندگار خلق کرده است.

وی همچنین بخشی از شهرت خود را به رقص های دونفره اش با رقصندگانی مختلف و بسیار متفاوت مدیون است.

چرکائویی در سال ۱۹۷۶ در بلژیک زاده شد، اما پدرش یک مراکشی و مادرش زنی فنلاندی بود.

 خودش زندگی در این محیط چندفرهنگی را «شانس بزرگ» زندگی اش می داند و می گوید:

«فکر می کنم آدم خیلی خوش شانسی هستم که از ترکیب دو نژاد مختلف زاده شده ام. من هیچ وقت خودم را متعلق یک فرهنگ معین و ثابت ندیده ام، به همین دلیل می توانم شدیداً شکاک باشم. من این امکانِ شک و تردید و جستجو را دوست دارم و فکر می کنم این مهمترین قدرتی است که هر کسی باید در زندگی اش داشته باشد».

سیدی لاربی چرکائویی علاقۀ چرکائویی به هنر از دوران کودکی اش آغاز شد.

می گوید: «وقتی بچه بودم علاقه زیادی به طراحی داشتم و با مدادی در دستم، می خواستم واقعیت را به تصویر بکشم و هنرمند باشم».

«بعدها فهمیدم که با رقصیدن می توانم هم مداد باشم و هم هنرمند و اکنون جهان برای من به چیزی فراتر از واقعیت عینی اش تبدیل شده است».

۱۵ ساله بود که مجذوب هنر رقص شد.

در همان دورانِ نوجوانی به شکل همزمان در کلاس های انواع رقص، (از باله و tap و hip-hop گرفته تا فلامنکو و انواع دیگر) شرکت می کرد و تقریبا در همان دوران بود که برای اولین بار به عنوان رقصنده در تلویزیون ظاهر شد.

تنها ۱۹ سال داشت که با اجرای تک نفره ای که از ترکیب چندین نوع رقص مختلف – نظیر  vogueing(رقص مدرن سیاهان که در منطقه هارلم نیویورک)،  hip-hopو رقص های آفریقایی – شکل گرفته بود، موفق به دریافت جایزۀ مهم «Les Ballets C de la B» شد.

این موفقیت موجب شد به عنوان یکی از استعدادهای در حال ظهور، توجه جامعۀ رقصِ حرفه ای جهان به سوی او جلب شود.

 پس از این موفقیت، چرکائویی به تمرین و اجرای رقص ادامه داد و همزمان در مدرسۀ رقص معاصر «Anne Teresa de Keersmaeker» در شهر بروکسل ثبت نام کرد تا دانش و مهارت خود را در زمینه های اجرایی و طراحی گسترش دهد.

او از سال ۱۹۹۷ به عنوان یکی از هنرمندان برجسته در عالم رقص، به عضویت انجمن بین المللی «Les Ballets C de la B» درآمده است و با نگاه جسور، عمیق و جستجوگری که به هنر رقص دارد، یکی از مشهورترین رقصندگان اروپا محسوب می شود. 

بیشـتر بخـوانیـد:

«جشنوارۀ آوینیون»؛ حقایق و آمار
«خشکسالی و دروغ» تا اطلاع ثانوی توقیف شد
نامۀ «عزت الله انتظامی» به مسئولان؛ «خانۀ ما را ویران نکنید»
پیام ویدئویی «بهرام بیضایی» برای انتشار «هزار افسان کجاست؟»
مقاله ای از «مارتین اسلین» دربارۀ «فردریک دورنمات»؛ بخش دوم
معجزۀ تئاتر؛ گزارشی از یک روز تمرین «حمید پورآذری» در لندن
دیدار با «آرین موشکین»؛ زندگی در رویای «تئاتر دو سولی»
ملاقات با «تام استوپارد»؛ تئاتر یک سرگرمی روشنفکرانه است
در این مُلک بهای جان یک هنرمند به چه میزان است؟