یادداشت «محمد رحمانیان» دربارۀ «روز حسین» و «نشر چشمه»

محمد رحمانیان، نویسنده و کارگردان تئاتر، با انتشار یادداشت و ارائۀ توضیحاتی به لغو مجوز فعالیتِ «نشر چشمه» و حرف های معاون فرهنگی وزیر ارشاد دربارۀ نمایشنامۀ «روز حسین» واکنش نشان داد.

در حالیکه هجدهم دی‌ماه سال ۹۰ به «نشر چشمه» به صورت شفاهی ابلاغ شد که اجازۀ فعالیت اش به طور موقت تعلیق شده است، در روزهای اخیر خبر لغو کامل مجوز فعالیت این ناشر فعال و پرکار، جامعۀ فرهنگی را در بهت فرو برد.

بهمن دری بهمن دری، معاون فرهنگی وزیر ارشاد، در گفتگویی با «روزنامۀ جام جم» و در توضیح یکی از علل این برخورد وزارت ارشاد با «نشر چشمه»، به کتابی اشاره کرده بود که از سوی این «نشر چشمه» برای بررسی و کسب مجوز به ادارۀ کتاب وزارت ارشاد تحویل داده شده بود؛ کتابی که بهمن دری آن را “سراسر ضد قیام کربلا و ضد امام حسین(ع)” تعبیر کرده بود.

در مقابل حسین کیانیان، مدیر «نشر چشمه»، به ارائۀ توضیحاتی در مورد حرف های بهمن دری پرداخت؛

نکتۀ حیرت انگیز در توضیحات حسین کیائیان آن بود که مشخص شد کتاب مورد اشارۀ معاون فرهنگی وزیر ارشاد، در حقیقت نمایشنامۀ «روز حسین» نوشتۀ محمد رحمانیان، نویسنده و کارگردان تئاتر، بوده است.

مدیر «نشر چشمه» دربارۀ کتاب مورد اشارۀ معاون فرهنگی وزیر ارشاد یادآور شده است:

حسین کیائیان«این کتاب نمایشنامه‌ ای است از آقای محمد رحمانیان کارگردان صاحب‌نام تئاتر ما با نام «روز‌ حسین» که به قیام حضرت امام حسین و جنایاتی که لشگریان یزید نسبت به ایشان و خاندان‌شان مرتکب شده‌اند، پرداخته است.

 این اثر سومین نمایش‌نامه از سه‌گانه‌ای بود که دو بخش اول و دوم آن به نام‌های «پل» و «اسب‌ها» پیش‌تر روی صحنه آمده و در برخی از جشنواره‌های مذهبی برندۀ جوایزی نیز شده بودند.

 طرح اولیۀ این نمایش‌نامه توسط مسئولان بخش تئاتر تأیید شده بود و دست‌نوشتۀ آن در سال ۱۳۸۹ جهت انتشار همزمان با اجرای نمایشنامه به این انتشاراتی سپرده شد که حروفچینی و جهت بررسی تحویل اداره کتاب وزارت ارشاد گردید. این نمایشنامه در زمان اجرا به مشکل برخورد و مؤلف پس از قطع امید از روی صحنه بردن آن از «نشر چشمه» خواست تا از انتشار آن انصراف دهد و این انتشاراتی هم در همان زمان طی نامه‌ای به ادارۀ کتاب خواستار عودت اثر به ناشر گردید».

محمد رحمانیان

.

در همین زمینه محمد رحمانیان که در حال حاضر در خارج از ایران به سر می برد نیز با انتشار یادداشت کوتاهی توضیحاتی را ارائه کرده است.

محمد رحمانیان در یادداشت خود با عنوان «چشمه و آب گل‌آلود» که در روزنامۀ شرق منتشر شده، نوشته است:

.

یکم- نمایشنامه «روز حسین» در پاییز سال ۱۳۸۸، نوشته و تمرین شد؛ آخرین سه‌گانه از نمایشنامه‌هایی با موضوع قیام کربلا. دو نمایشنامه دیگر، یعنی «پل» و «اسب‌ها؛ سال ۵۹ هجری شمسی»، پیش از این در تالار چهارسو و تالار اصلی مجموعه تئاترشهر به صحنه رفته بود.

 نمایشنامۀ «پل» توسط «دفتر نمایشنامه‌های مذهبی مرکز هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» به چاپ رسید و نمایشنامۀ «اسب‌ها؛ سال ۵۹ هجری شمسی» در نوبت چاپ قرار داشت.

 قصد داشتم همزمان با اجرای عمومی این نمایش، نمایشنامه هم آماده پخش و توزیع شود؛ تجربه‌ای که پیش از این با چاپ نمایشنامه‌های «مصاحبه» و «خروس» محقق شده بود و امکان دسترسی مخاطبان نمایش را به متن اصلی فراهم می‌کرد.

دوم‌- نمایش «روز حسین» هرگز اجرا نشد.

سوم‌- زمانی سپری شد تا به این نتیجه رسیدم چاپ این نمایشنامه، در صورت عدم اجرای آن، ضروری به نظر نمی‌رسد. طی تماسی تلفنی از مسوولان محترم «نشر چشمه» خواستم از چاپ نمایشنامه «روز حسین» صرف‌نظر کنند و آنان نیز به من اعلام کردند طی نامه‌ای به اداره کتاب، خواستار عودت اثر به ناشر شده‌اند.

چهارم‌- «روز حسین» هفتمین نمایشنامۀ من با موضوع «مذهب، تاریخ و اسطوره» است. نمایشنامه‌های پیشین «امیر»، «پل»، «اسب‌ها، سال ۵۹ هجری شمسی»، «مسافران»، «مجلس شمرکشی» و «عشقه»، همه جز یکی در تئاترشهر و تالار وحدت به صحنه رفته‌اند، اما تمرین نمایشنامه «امیر»، به دلایل اجرایی نیمه‌تمام ماند.

پنجم‌- آقای «حسن کیائیان» و «نشر چشمه» در این واقعه کوچک‌ترین گناهی نداشته و ندارند. با توجه به تجربه‌های نمایشی و ادبی یک نمایشنامه‌نویس، این حسن ظن را داشته‌اند که نمایشنامه‌ای از او را شایسته چاپ در انتشارات خویش بدانند. بابت این گرفتاری و لطماتی که از سوی نمایشنامه «روز حسین» به ایشان وارد آمده عمیقا و از ته دل اندوهگینم.

ششم‌- یک سالی است که مشغول تحقیق و پژوهش برای نوشتن نمایشنامه «صدام» هستم و گمان می‌کنم، برای تکمیل تحقیقاتم به زمانی بیش از این نیاز دارم. در طول پژوهش‌هایم به دورنمایی دست یافته‌ام از خون‌ریزترین حاکم مستبد همه دوران‌ها.

 اما طی نگارش نمایشنامه با خود عهد بسته‌ام کوچک‌ترین توهینی به این شخصیت و همفکرانش روا ندارم و بی‌هیچ داوری به نوشتن یافته‌هایم بنشینم. در مورد پرسوناژی صحبت می‌کنم که نیم‌میلیون از مردان و زنان سرزمینم را به خاک‌وخون کشاند و به همین اندازه مجروح و معلول و اسیر و مفقودالاثر، ارمغان هشت سال جنگی بود که بر ما تحمیل کرد. از تعداد آوارگان عدد صحیحی در دست نیست، همین‌طور میزان فجایع نسل‌کشی و استفاده از سلاح‌های شیمیایی. ارقامی که از خسارات اقتصادی حکایت می‌کنند بهت‌آور و حیرت‌انگیزند. و خسارات اجتماعی در حساب نمی‌گنجند.

 با همۀ اینها، نمایشنامۀ طولانی «صدام» را می‌نویسم- با زمان تقریبی چهار ساعت- بی‌هیچ پرخاش و توهین و اسائه ادبی. اساسا من نمایشنامه‌نویس شدم تا به کسی توهین نکنم. پس چگونه ممکن است… بگذریم.
در همۀ آنچه که دربارۀ قیام کربلا نوشته‌ام، مردی را ستوده‌ام که به همراه خانواده و یارانش، زندگی را دوست داشتند، اما آن را به هر قیمتی نمی‌خواستند. پس ایستادگی کردند تا آیندگان روزگار بهتری داشته باشند.

هفتم‌- با این همه، اگر «روز حسین» و دیگر نمایشنامه‌های من، کس یا کسانی را آزرده، خاطری را مکدر کرده و دلی را پریشان، رنجشی را فراهم آورده و سوء‌تفاهمی را سبب شده، بسیار متاسفم.

هشتم‌- آرزو می‌کنم مشکل آقای حسن کیاییان عزیز- که هرگز این افتخار را نداشتم ایشان را از نزدیک ملاقات کنم- و نشر محترم چشمه به‌زودی حل شود.

 من در گوشۀ دیگری از این جهان نشسته‌ام و ماستم را می‌خورم. حیف است گروه عظیمی از مردم ما که کتاب‌خوانی را با «نشرچشمه» آغاز کرده‌اند از این نعمت بی‌نصیب بمانند.

 امیدوارم «نشرچشمه» بماند… برای همیشه.

 امیدوارم.

بیشـتر بخـوانیـد:

سالن تئاتر «ایران شهر شماره 3»؛ از «خبر» تا «واقعیت»
آیا تکنولوژی دیجیتالی تئاتر قرن بیست و یکم را دگرگون می کند؟
«تئاتر»، «غذا»، «جامعه» و «بحرانِ اقتصادی» در یونان
نگاهی به میراثِ ماندگار «یان کات» و تأثیر «شکسپیر معاصر ما»
گزارشی از «بیست و یکمین کنگرۀ یونیما» در کشور چین
چرا «اشیل» در آرمانشهرِ افلاطون «سانسور» خواهد ‌شد؟ - (1)
چه کسی نام مترجم «ویتسک» را از بروشور نمایش حذف کرد؟
به مناسبت 60 سالگی «در انتظار گودو» اثر «ساموئل بکت»
یادداشتی از «محمود استاد محمد»: «تو هم وقتِ مُردن زیبا شدی؟»