یادداشت «رضا کیانیان» دربارۀ «حمید سمندریان»

رضا کیانیان در پی درگذشت حمید سمندریان نوشت: « …. به مرگ او حسودی کردم».

این بازیگر تئاتر و سینمای ایران در پاسخ به یادداشتِ دوست مترجمش محمد حامد و خطاب به او نوشت:

«حامد مهربانم

راست میگی دلم گرفت و بارانی شد .. با ابرهای سیاه آمیخت .. اما به مرگ او حسودی کردم.

با آبرو رفت.

کم درد کشید و رفت.

کسی آرزوی مرگش را نکرد و رفت.

شیمی درمانی نکرد و رفت.

آلزایمر نگرفت و رفت.

تا دو هفته قبل از رفتنش نمایش‌های روی صحنه را می دید.

هنوز از شوق تئاتر لبریز بود …

با اشتیاق «بازی استریندبرگ» را تحلیل می‌کرد .. یک تحلیل امروزی و متفاوت با اجراهای قبلی.

همین دو هفتۀ آخر که بیشتر خواب بود یا خودش را به خواب میزد، تا صحبتی از تئاتر می‌شد می‌نشست و با اشتیاقی که فقط برای یک آدم سالم تعریف می‌شود داد سخن می‌داد.

و به من که قرار بود ادگار را در همین نمایش بازی کنم می‌گفت اگر گاهی ادگار به جایی که ما نمی‌دانیم کجاست خیره می‌شود … به مرگ خیره شده است.

 بعد می‌خندید و می‌گفت اگر زنده موندم بیشتر حرف می‌زنیم. هم می دانست دارد می میرد و هم به مرگ لبخند می زد».

محمد حامد دوست قدیم رضا کیانیان و مترجم آثار یون فوسه که در سوئد زندگی می‌کند، ۲۲ تیر ماه در پی درگذشت حمید سمندریان پیام تسلیتی را برای کیانیان و حمید امجد نوشته بود.

پیام تسلیت محمد حامد خطاب به رضا کیانیان و حمید امجد به شرح ذیل است:

 « خبر فوت حمید سمندریان روز و روزگارم را با ابرهای سیاه درآمیخت. اینجا باران می‌بارد. می‌دانم دل شما هم بارانی ست. چون دل یاران که در هجران یاران. به شما و به تک تک اهالی تاتر از اعماق قلبم تسلیت می‌گویم. مرا هم در سوگ شریک خود کنید».

منبع: ایسنا

بیشـتر بخـوانیـد:

بزرگترین جشنوارۀ «شکسپیر» همزمان با المپیکِ لندن
نامۀ «عزت الله انتظامی» به مسئولان؛ «خانۀ ما را ویران نکنید»
«تئاتر»، «غذا»، «جامعه» و «بحرانِ اقتصادی» در یونان
انتقاد از «وضعیت تئاتر کشور» در مراسم تودیع «محمد دشت گلی»
بشنوید؛ نمایشنامه خوانی «آسید کاظم» به یاد «محمود استاد محمد»
محمد رضایی راد:«سمندریان» لابد کاری نداشت جز مُردن
یادداشتی از «بهزاد قادری»؛ «سمندریان و سر/مایه»
چه کسی نام مترجم «ویتسک» را از بروشور نمایش حذف کرد؟
بشنوید: حرف های تکان دهندۀ «محمود استاد محمد» دربارۀ دشواری تهیۀ دارو و اختلال در روند درمانش