علی رفیعی

گویا قرار نیست نمایش «یرما»ی علی رفیعی روی صحنه برود؛ یکبار شایعات مخالفت «شورای نظارت» با محتوای نمایش در میان بود، بار دیگر مانعی چون «شورای حمایت» و تخصیص بودجۀ مورد نیاز برای نمایش و اینبار مسئلۀ به ظاهر ساده ای چون «ساعتِ اجرا».

در حالیکه با نزدیک شدن مهرماه به نظر می رسید باید روزشماری برای دیدن نمایش تازۀ علی رفیعی در «تالار وحدت» را آغاز کرد، روز یکشنبه ۱۹ شهریور علی رفیعی اعلام کرد که به دلیل عدم توافق با مدیریت «تالار وحدت» و «بنیاد رودکی» اجرای نمایش «یرما» منتفی است.

رفیعی گفته است که اجبار مدیریت «تالار وحدت» برای اجرای نمایش در ساعت ۱۸ را نوعی توهین به خودش و نمایش می داند و اجرای نمایش در ساعت تحمیل شده از سوی «تالار وحدت» را «سر بریدن یرما» ارزیابی کرده است.

رفیعی ضمن اعلام انصراف از اجرای «یرما» در «تالار وحدت» با انتقادی تند از رویۀ حاکم بر «بنیاد رودکی» گفته است: «متولیان فرهنگی ما تنها مکان ‌های فرهنگی را به مثابه دکان تلقی می‌ کنند و به درآمد زا بودن این مکان‌ ها می ‌اندیشند، بنابراین بهتر است به جای “تالار وحدت‌”، نام “دکان وحدت” را استفاده کنیم»؛ اشاره ای که احتمالاً به سود مالیِ خاصل از اجارۀ «تالار وحدت» برای کنسرت های کوتاه مدتِ موسیقی و برنامه های متفرقه و اولویت نداشتن تئاتر از نظر مدیران «تالار وحدت» نظر دارد.

«کنسرت موسیقی» سودآورتر از «تئاتر»

چنانکه از صحبت های علی رفیعی و جوابیۀ «بنیاد رودکی» برمی آید، علت  غیرقابل تغییر بودن ساعت ۱۸ برای اجرای نمایش آن است که ساعت ۲۱ را در برنامه های «تالار وحدت» برای اجرای کنسرت های موسیقی در نظر گرفته شده است و گویا «بنیاد رودکی» برای مهرماه نیز با تعدادی از گروه های موسیقی قراردادی تنظیم کرده که قابل تغییر نیست.

این درحالی است که علی رفیعی اشاره می کند صحبت های اولیه برای اجرای نمایش او از ۱۰ ماه پیش (احتمالاً همزمان با برگزاری کارگاه های آموزشی او در «بنیاد رودکی» و شروع تمرین هایش با گروه بازیگرانش) و پیش از عقد این قراردادها صورت گرفته بوده است.

قراردادی که «دیگران» دارند

برخلاف اظهارات علی رفیعی، «بنیاد رودکی» در جوابیۀ خود می گوید که رفیعی از برنامه و ساعت های اجرای نمایش در «تالار وحدت» آگاه بوده است و از انتقاد وی در مورد ساعت تخصیص داده شده به نمایش ابراز شگفتی می کند.

 «بنیاد رودکی» در جوابیۀ خود علت غیرقابل تغییر بودن ساعت اجرای نمایش را «قراردادهای تنظیم شده» با گروه های موسیقی عنوان می کند و می گوید: «به دلیل ضرورت برنامه‌ریزی منسجم و اخذ مجوزهای موسیقی و نمایش از دستگاه های ذیربط و پرهیزاز تداخل فعالیت های هنری، با تمامی گروه های هنری متقاضی اجرا در مجموعۀ “تالار وحدت” از مدت‌ها قبل قرارداد فعالیتِ هنری عقد می‌شود و براساس این قراردادها تکالیفی به عهده مجموعۀ “تالار وحدت” است».

«سیدعلیرضا حسینی» آذر ماه سال 90 به جای «حسین پارسایی» به عنوان مدیرعامل «بنیاد رودکی» منصوب شد

«سیدعلیرضا حسینی» آذر ماه سال ۹۰ به جای «حسین پارسایی» به عنوان مدیرعامل «بنیاد رودکی» منصوب شد

اما مشخص است که روال مورد اشارۀ «بنیاد رودکی» اگر هم در مورد گروه های موسیقی یا برخی گروه های نمایشی اجرا شده است، ولی امنیتِ حاصل از آن هیچگاه شامل حالِ علی رفیعی و گروه تئاترش نشده است و «بنیاد رودکی» - تا زمان انصراف رفیعی از اجرا – هیچ قراردادی با گروه نمایش «یرما» نبسته است.

در واقع اگر «بنیاد رودکی» همانند گروه های موسیقی، مدت ها پیش با علی رفیعی و گروه اجرای نمایش اش قرارداد یا تفاهم نامه ای امضا کرده بود، این قرارداد طبیعتاً شامل «ساعت اجرای نمایش» نیز می بود.

در اینصورت شاید امروز در پایان یک مسیر ۱۰ ماهه، شاهد عدم تفاهم میان «بنیاد رودکی» و یک گروه تئاتر بر سر «اجرای نمایش در ساعت ۱۸» نبودیم؛

امری که برای علی رفیعی موجب سر باز کردن «زخم کهنه»ای از ساعت نامناسبِ اجرای نمایش «شکار روباه» و کشمکش های پیشین او با نگاه حاکم بر «بنیاد رودکی» است.

«هنرمندان تئاتر»؛ قربانیان تغییرات پیاپی مدیران

محمدرسول صادقی، معاون تولید هنری بنیاد رودکی، در خرداد سال 91 از سمت خود استعفا داد

محمدرسول صادقی، معاون تولید هنری بنیاد رودکی، در خرداد سال ۹۱ از سمت خود استعفا داد

علی رفیعی می گوید: «حتی در جلسه‌ ای که شش ماه پیش با حضور مدیر این تالار برگزار کردیم شخصا به مدیر روابط عمومی وقتِ تالار وحدت اعلام کردم زودتر از ساعت ۱۹:۳۰ دقیقه نمی ‌توانیم نمایش مان را اجرا کنیم و بر سر این ساعت توافق کرده بودیم، اما با رفتن مدیر پیشینِ روابط عمومی گویا همه چیز فراموش شده است».

احتمالاً اشارۀ علی رفیعی در گفتۀ فوق الذکر به استعفای محمدرسول صادقی باشد؛ مدیری که مدتی علاه بر عهده دار بودن مسئولیت «مدیریت روابط عمومی بنیاد رودکی» در سمت «معاون تولید هنری بنیاد رودکی» نیز فعالیت می کرد.

صادقی خود در خردادماه سال جاری، به دلیل آنچه « اختلاف سلیقۀ جدی بین حوزه کادر اداری اجرایی بنیاد با حوزه فرهنگی هنری» عنوان شد، از هر دو سمت خود در «بنیاد رودکی» استعفا داد.

مسعود پاکدل، مدیر مجموعۀ «تالار وحدت»، در اسفند سال 90 از سمت خود استعفا داد

مسعود پاکدل، مدیر مجموعۀ «تالار وحدت»، در اسفند سال ۹۰ از سمت خود استعفا داد

به این ترتیب به نظر می رسد که در نبود هرنوع تفاهمنامه یا قرارداد مکتوب، حالا توافقات اولیه با علی رفیعی در تغییر مدیریت های متوالی در «بنیاد رودکی» رنگ باخته است.

«بنیاد رودکی» طی مدتی کمتر از یک سال به دلایلی ناگفته شاهد زنجیره ای از تغییر مدیریت ها و استعفای برخی مدیران میانی بوده است.

از مهمترین آنها می توان به انتصاب سیدعلیرضا حسینی  به عنوان مدیرعامل مجموعه و به جای حسین پارسایی، استعفای مسعود پاکدل مدیر پیشین «تالار وحدت» و استعفای محمدرسول صادقی معاون تولید هنری «بنیاد رودکی» در خرداد سال جاری اشاره کرد.

زحمی کهنه که دوباره سر باز کرد

واکنش تند علی رفیعی به ساعت تحمیل شده برای اجرای «یرما» شاید در نگاه نخست غریب به نظر برسد، اما اعتراض تازۀ رفیعی در بستر انتقادهای قبلی او به سیاست های حاکم بر «بنیاد رودکی» در زمینۀ تئاتر، معنای دیگری می یابد.

از این منظر یادآور شدنِ یادداشت صریح و تند رفیعی با عنوان «ما تئاتری ها متوهم هستیم!» در هنگام اجرای آخرین اثرش «شکار روباه» – که همان زمان با حذف بخش هایی از آن در روزنامۀ سینمایی بانی فیلم منتشر شد – اهمیتی کلیدی می یابد.

متن کامل یادداشت رفیعی را در نمایشگر بخوانید: «ما تئاتری ها متوهم هستیم!»

تصویری از «شکار روباه» به کارگردانی «علی رفیعی»

تصویری از «شکار روباه» به کارگردانی «علی رفیعی»

رفیعی در آن یادداشت با انتقادی شدید از ساعت نامناسب اختصاص داده شده به اجرای نمایش «شکار روباه» (باز هم ساعت ۱۸) انتقاد خود را نسبت به سیاست های اقتصادیِ حاکم بر مراکز فرهنگی و تسلط «نگاه سودجویانه» و اولویت یافتن موسیقی و برنامه های متفرقه نسبت به تئاتر در «بنیاد رودکی» و «تالار وحدت» را به صراحت بیان کرده بود و نمایش خود را قربانی نتایج حاصل از این «نگاه سودجویانه» دانسته بود.

شاید اجرای «یرما» – نزدیک به ۳ سال پس از اجرای «شکار روباه» - می توانست مرهمی بر آن زحم کهنه باشد، اما برای رفیعی تکرار همان کابوس بود که به شکلی واضح تکرار می شد.

علی رفیعی قبلاً یک بار این راه را تا به انتها رفته است. او در پایان آن یادداشت پرگلایه اش در نقد شرایط حاکم بر حوزۀ فرهنگ، تنها یک نقطۀ نورانی را می دید؛ او در آن یادداشت – که در حین یکی از اجراهای «شکار روباه» نوشته شده – می نویسد:

«نمایش دارد به پایان می رسد و باید به صحنه بروم. در برابر تماشاگرانی که برایمان دست می زنند و باردیگر نیرو می گیرم که اگر مدیری تئاتر را دوست ندارد، این همه مردم تئاتر را دوست دارند؛ پس به افتخار مردم؛ که نمایش ما برای آنهاست».

 اما گویا با گذشت زمان آن زخم کهنه چرکین و تب آلود شده است و اینبار مشخص نیست که آیا «یرما» هرگز در برابر تماشاگران قرار خواهد گرفت یا نه.

هرچند، برای آگاهی از سرنوشت «یرما» باید هنوز صبر کرد. باید دید که آیا رفیعی حاصل بیش از ۱۰ ماه تلاش برای تمرین و هزینۀ های انجام شده برای تولید اثر جدیدش را در سالن دیگری به نمایش می گذارد یا «یرما» هم به خیل نمایش هایی می پیوندد که به دلایلی مختلف هرگز مجال دیده شدن را نیافته اند.

بیشـتر بخـوانیـد:

جشن «کانون کارگردانان تئاتر» به افتخارِ «محمود استادمحمد»
انتقاد از «وضعیت تئاتر کشور» در مراسم تودیع «محمد دشت گلی»
بشنوید؛ نمایشنامه خوانی «آسید کاظم» به یاد «محمود استاد محمد»
دربارۀ شیوۀ «تئاترِ واژه به واژه» و جستجوی حقیقت در زمانۀ ما
سخنرانی «حمید امجد» دربارۀ آثار «بهرام بیضایی»؛ بخش دوم
علی رفیعی: تو رفتی و غبطۀ آفرینش «گالیله»ات ماند بر دلِ ما
فراز و نشیبِ «تئاتر دانشگاهی» (2) ؛ «دانشجو»ها و «عالیجناب»ها
نامۀ محمد رضایی راد به رضا ثروتی؛ پایان «مصلحت» کجاست؟
ملاقات با «تام استوپارد»؛ «آشوبگرِ خجالتی» یا «محافظه کار»؟