آرین موشکین

برای خیلی ها ملاقات با «آرین موشکین» و سفر برای بازدید از «تئاتر دو سولی» نوعی زیارت است. «آرین موشکین» را غالباً در ردیف مهمترین و موثرترین کارگردان های تئاترِ دنیا قرار داده اند. او تنها زنی است که برندۀ «جایزۀ بین المللی ایبسن» بوده و از همۀ کارهایی که در طی ۴۸ سال گذشته کرده تقریباً همیشه با احترام یاد شده است.

آندرو دیکسون. گاردین. بخش نخست: بعد از عبور از یک جادۀ کمربندی و یک ماشین سواریِ کوتاه در منطقۀ bois de Vincennes که بر اساس استانداردهای پاریس تقریبا به طور باورنکردنی بکر و دست نخورده مانده، به «تئاتر دو سولی» می رسیم؛

تئاتر دو سولی«تئاتر دو سولی» همان تئاتری است که زمانی آرین موشکین به همراه گروهی از دانشجویان هم دوره اش تأسیس کرده است و اکنون حدود نیم قرن از فعالیت اش می گذرد.

ساختمانِ این تئاتر جایی در زمین های cartoucherie واقع شده است، در جایی که سابقاً یک کارخانۀ قدیمیِ مهمات سازیِ پنهان شده در دل جنگل بوده است.

برای خیلی ها رفتن به دیدار آرین موشکین و سفر برای بازدید از «تئاتر دو سولی» نوعی زیارت است.

          ” موشکین را غالباً در ردیف مهمترین و موثرترین کارگردان های تئاترِ دنیا قرار داده اند. او تنها زنی است که برندۀ «جایزۀ بین المللی ایبسن» بوده و از همۀ بیست و چند کاری که در طی ۴۸ سالِ گذشته کرده، تقریبا همیشه با احترام یاد شده است. “

موشکین را غالباً در ردیف مهمترین و موثرترین کارگردان های تئاترِ دنیا قرار داده اند. او تنها زنی است که برندۀ «جایزۀ بین المللی ایبسن» بوده و از همۀ بیست و چند کاری که در طی ۴۸ سال گذشته کرده تقریبا همیشه با احترام یاد شده است.

«ریچارد دوم» اثر «ۀرین موشکین» «تئاتر دو سولی» چندی بعد از وقایع میِ ۱۹۶۸ در فرانسه، به خاطر نمایش های جنجالی «۱۷۸۹» و «۱۷۹۳» که تاریخ انقلابِ فرانسه را همچون دورانی پر از رسوایی و نفرت انگیز به نمایش در می آورد، به شدت مورد توجه قرار گرفت.

 حدود ۲۵۰,۰۰۰ تماشاگر به تماشای مجموعه نمایش های «ریچارد دوم»، «شب دوازدهم» و «هنری چهارم» – که در آنها نمایش های تاریخی شکسپیر را با تصاویری استیلیزۀ برگرفته از ژاپن، هند و بالی درآمیخته بود – و سپس نمایش ۴ قسمتی «ادیسه» در قالبِ تراژدی های یونان با عنوان Les Atrides  – که تلفیقی بود ازسبک های «کاتاکالی» (نمایش رقصان و بدون کلام هند) و «کابوکی» (نمایش سنتی ژاپن) – نشسته اند.

آرین موشکین به تعبیر کنایی جودیت جی میلر چیزی کم از “خانه به دوشی در جهان تخیل” ندارد؛ چنانچه کسی برای نقش یک “خانه به دوشِ دنیایِ وهم و خیال” به دنبال هنرپیشه ای می گشت، چه کسی بهتر از این زن که با بلوز کلاه دار خاکستریِ گشاد و ظاهری آرام و مهربان مقابل من ایستاده و موهای پریشان سفیدش در اطرافِ عینک اش تاب خورده است؟

«توقف آخرین کاروان» اثر آرین موشکینموشکین که همیشه پرجنب و جوش و بی قرار است، گاهی “مهاجرت” را موضوع کارهایش قرار داده است.

او سال ۲۰۰۳، با اجرای «توقف آخرین کاروان» (Le Dernier Caravanserail) تجربۀ مهاجرانی از کردستان، چچن، ایران، روسیه و تب و تابِ مهاجرت در دیگر کشورها را در یک تئاتر ۶ ساعتۀ شگفت آور به نمایش گذاشت؛ نمایشی که حداقل ۱۶۹ نفر در آن به ایفای نقش پرداخته بودند.

اجرای نمایشِ عظیم «بازماندگان فول اسپوآر (سپیده دم)» درجشنواره ادینبورگ، بعد از ۲۰ سال اولین اجرای این گروه در بریتانیا بود.

          ” پایه های «تئاتر دو سولی» از ۲۱ ملیتِ مختلف تشکیل شده و اکنون حتی شعبه هایی در افغانستان و کامبوج دارد. “

پایه های «تئاتر دو سولی» از ۲۱ ملیت مختلف تشکیل شده و اکنون حتی شعبه هایی در افغانستان و کامبوج دارد. اما این کمپانی با تمام عقیدۀ انترناسیونالیسمی جالب توجه اش تاکنون تنها ۲ بار به بریتانیا سفر کرده است.

 «بازماندگان فول اسپوآر» اثر «آرین موشکین»همین موضوع باعث ایجاد این پارادوکس جالب شده که مردم بریتانیا بیشتر از اینکه کارهای این گروه را دیده باشند، درباره اش خوانده اند (این مسئله به خصوص به این خاطر پیش آمده است که موشکین به ندرت حاضر به مصاحبه با مطبوعات انگلیسی زبان شده است).

 «بازماندگان فول اسپوآر (سپیده دم)» به عنوان اثری از «تئاتر دو سولی»، نوشۀ هلن سیکسو و کمابیش بر اساس رمان اسرارآمیزی اثر ژول ورن بود که بعد از مرگش منتشر شده است.

اجرای این نمایش در جشنوارۀ ادینبورگ فرصتی استثنائی برای دیدنِ نمایشی از موشکین بود. به قولِ ایبسن، ورود به تئاتر موشکین، وارد شدن به دنیایی دیگر است.

قرار بر این شد که بعد اینکه همۀ اعضای گروه ناهار خودشان را با هم خوردند، گفتگوی مان را آغاز کنیم.

 اگرچه Cartoucherie دیگر مانند گذشته شباهتی به یک مزرعۀ کار اشتراکی ندارد، اما به گمان من در اینجا “با همدیگر غذا خوردن” فقط صرف یک وعدۀ غذایی نیست، بلکه استعاره ای از نحوۀ عملکردِ «تئاتر دو سولی» است.

 آرین موشکینموشکین با لهجه ای که کمی ته مایۀ انگلیسی دارد، دربارۀ این “با هم غذا خوردن” می گوید:

«خب، موضوع مهمی است. ما خیلی کار می کنیم، بنابراین باید زندگی و همینطور روابط مان تا آنجا که امکان دارد خوب و قشنگ باشد.

ما الان  یک گروه ۷۵ نفری هستیم. البته بحران ها و مشکلاتی هم داریم».

می گویم «پس آنطور که خیلی ها فکر می کنند، «تئاتر دو سولی» بهشتِ کارکنانش نیست؟»

می خندد و پاسخ می دهد: «اینجا گاهی جهنم است! گاهی واقعاً طاقت فرساست. این گروه و این تئاتر به دست انسان ها ساخته شده. اینجا کسی «فرشته» نیست، همانطور که «شیطان» هم نیست. آنها می توانند همزمان هم «فرشته» باشند و هم «شیطان». همۀ ما می توانیم هر دوی اینها باشیم».

          ” این گروه و این تئاتر به دست انسان ها ساخته شده. اینجا کسی «فرشته» نیست، همانطور که «شیطان» هم نیست. آنها می توانند همزمان هم «فرشته» باشند و هم «شیطان». همۀ ما می توانیم هر دوی اینها باشیم. “

این پافشاری برای تشکیلِ یک خانواده و نیز دلبستگی همیشگی آرین موشکین به موضوع “مهاجرت” ما را به این حدس و گمان می اندازد که این مسائل ریشه در گذشتۀ خودِ موشکین دارد.

 او سوم مارس ۱۹۳۹ متولد شده است. مادرش جین هانن، بازیگری بریتانیایی بود و پدرش الکساندر موشکین یک مهاجرِ روسِ یهودی و یک تهیه کنندۀ فیلم که بعد از انقلابِ روسیه به همراه والدینش به پاریس فرار کرده بود.

«آرین موشکین» و پدرش «الکساندر موشکین» آرین خیلی کم دربارۀ مادرش صحبت می کند. وقتی ۱۳ ساله بود والدینش از هم جدا شده اند و احتمالاً مهم ترین و عمیق ترین رابطۀ او در زندگی، رابطه اش با پدر بوده است.

 پدرش یکی از موفق ترین تهیه کنندگانِ فیلم در فرانسۀ بعد از جنگ جهانی محسوب می شد.

او کسی است که با حمایت مالی اش از اولین تئاتر آرین جوان و تأمین بودجۀ تنها فیلم بلندش با عنوانِ «مولیر» (۱۹۷۶)، تا زمان مرگش شریکِ هنریِ خصوصی او باقی ماند.

موشکین در مصاحبه ای در سال ۲۰۰۵ گفته است: «در تمام لحظه های زندگی ام تنها به یک چیز کاملاً اطمینان داشته ام؛ اینکه پدرم عاشقانه دوستم داشت».

بعد از شکست فرانسه در مقابل آلمان در ۱۹۴۰، خانوادۀ موشکین جوان مجبور شدند خود را مخفی کنند؛ والدینِ مُسنِ الکساندر موشکین که قادر به فرار نبودند، به زور از خانه شان رانده شدند، تبعید شدند و در نهایت با گاز خفه شدند.

 تنها متنی که موشکین در طی این سال ها خودش نوشت، اقتباسی است از رمان طنز آمیز و کوبندۀ «مفیستو» اثر کلائوس مان که دربارۀ ظهور نازی هاست.

 همدردی عمیق او با آوارگان و قربانی هایِ جنگ، به تئاتر و صحنه محدود نمی شود؛ او یک فعالِ پرشور حمایت از «حقوق بشر» بخصوص در سرزمین های فلسطین، تبت و افغانستان است و در سال ۱۹۹۶ درهای «تئاتر دو سولی» را به روی ۳۸۲ مهاجر غیرقانونی – که بسیاری از آنها اهل مالی، مستعمرۀ سابق فرانسه بودند – گشود.  (ادامه دارد)

مترجم: آذین ثابت

بیشـتر بخـوانیـد:

چگونه نیروی جادویی هارولد پینتر «مرگ و دوشیزه» را نجات داد
سالن تئاتر «ایران شهر شماره 3»؛ از «خبر» تا «واقعیت»
آیا تکنولوژی دیجیتالی تئاتر قرن بیست و یکم را دگرگون می کند؟
انتقاد از «وضعیت تئاتر کشور» در مراسم تودیع «محمد دشت گلی»
تازه ترین نمایشنامۀ «علیرضا نادری» با صدای خودش
یادداشتی از «جلال تهرانی» دربارۀ «حمید سمندریان»
چرا «اشیل» در آرمانشهرِ افلاطون «سانسور» خواهد ‌شد؟ - (3)
یادداشتی از «محمد چرمشیر»؛ درخت جهان دوباره شکوفه داده است
یادداشتی از «محمد رضایی راد»؛ «یک چیزِ بی اعصاب ...»