داریو فو

بیش از ۵۰ سال است که از سوی «انستیتوی بین المللی تئاتر» (ITI) وابسته به سازمان «یونسکو» روز ۲۷ مارس به عنوان «روز جهانی تئاتر» شناخته شده است. این روز که به شکل همزمان در بیش از ۱۰۰ کشورِ جهان جشن گرفته می شود، هر سال با ارائۀ پیامی از سوی یکی از چهره های شاخص جهان هنر و اندیشه همراه می شود.

آنچه می خوانید متن کامل پیام «روز جهانی تئاتر در سال ۲۰۱۳» است که اینبار توسط «داریو فو» نمایشنامه نویس ایتالیایی و برندۀ جایزۀ نوبل ادبی در سال ۱۹۹۷، به تحریر در آمده است.

.

داریو فوداریو فو: در روزگارانی بسیار پیش از این، صاحبان قدرت که طاقت شان از دست بازیگران «کمدیا دل آرته» تمام شده بود، برای این مشکل راه حلی پیدا کردند؛ اینکه همۀ آنها را از کشور اخراج کند.

امروزه، به خاطر وجود «بحران» [اقتصادی]، بازیگران و گروه های تئاتری برای پیداکردن مکانی برای اجرای نمایش، برای پیدا کردن سالن های تئاتر و و برای پیدا کردن تماشاگران شان دست و پا می زنند. برای همین قانونگذارها هم دیگر چندان دلواپس مشکل کنترل و نظارت بر افرادی که با کنایه و طعنه منظورشان را بیان می کنند، نیستند؛

چون دیگر نه جایی برای بازیگران باقی مانده و نه مخاطبی برای حرف های شان.

در دوران رنسانس، بر خلاف این روزگار، افرادی که در ایتالیا در راس قدرت بودند برای کنترل بازیگران -که مخاطبان زیادی هم داشتند- با دردسر زیادی روبرو بودند.

می دانیم که بزرگترین مهاجرت گروهی بازیگران «کمدیا دل آرته» در قرن ضد اصلاحات رخ داد، در زمانی که از سوی حاکمان وقت فرمان برچیده شدن تمام فضاهای اجرای نمایش داده شد؛ بخصوص در شهر رم، جاییکه این بازیگران به اهانت به «شهر مقدس» متهم شده بودند.

 پاپ اینوسنت هفتم (Pope Innocent XII) تحت فشار مصرانۀ محافظه کار ترین جناح طرفدار بورژوازی و حامی عمدۀ روحانیت، در سال ۱۶۹۷ دستور تعطیل شدن تئاتر Tordinona را داد؛ مکانی که به اعتقاد اخلاق گرایان بیشترین تعداد اجراهای وهن آمیز را به نمایش گذاشته بود.

در همین دورۀ ضد اصلاحات، کاردینال کارلو بورومئو (Carlo Borromeo) که در شمال ایتالیا فعالیت داشت و خودش را وقف رستگاری “کودکان میلان” کرده بود، میان «هنر» به عنوان والاترین شکل تعلیم و تربیت روحانی و «تئاتر» به عنوان مظهر تقدس شکنی و بطالت، خط روشنی کشید.

 او در نامه ای خطاب به همکارانش، که من بر اساس حافظه ام بخشی از آن را نقل می کنم، نظرش را کمابیش اینطور بیان کرد:

 ” ما، به عنوان کسانی که عزم بر ریشه کن کردن علف های هرز شیطانی داریم، برای در آتش سوزاندن متن هایی که حاوی سخنان شرم آوری هستند و برای پاک کردن آنها از حافظۀ مردم، منتهای کوشش خود را کرده ایم و همچنین برای تعقیب قانونی آنهایی که چنین متن هایی را منتشر و چاپ می کنند.

 اما چنانکه مشهود است، زمانیکه ما در خواب بوده ایم شیطان پنهان گرانه حیله ای تازه را به کار انداخته است.

آنچه چشم می ببینند، چه بسیار در روح نافذتر از آن است که در چنان کتاب هایی می توان خواند! و تا چه اندازه کلامی که با حرکات مناسب همراه شود و بر زبان آید، برای ذهن نوجوان ها و دخترکان جوان مخرب تر از کلمات بی جان چاپ شده در کتاب هاست! پس مقتضی است که در اسرع وقت شهرهایمان را از حضور سازندگان تئاتر نجات دهیم؛ همان کاری که با بدن های تسخیر شده توسط ارواح شریر انجام می دهیم.”

به این ترتیب به نظر می رسد تنها راه حل «بحران» در امید به سازمان دهی یک «شکار جادوگران» بزرگ دیگر بر علیه ما نهفته باشد! بخصوص بر علیه جوانانی که می خواهند هنر تئاتر را بیاموزند: نسل جدیدی از بازیگرانِ سرگردان و از وطن رانده شده، کسانی که احتمالاً از دلِ این محدودیت و اضطرار هم، منافع تصورناپذیر تازه ای را برای بازنمایی و نمایشگری بیرون می کشند.

مترجم: آذین ثابت

«داریو فو»

«داریو فو» و «فرانکا رامه»داریو فو (Dario Fo) متولد ۲۴ مارچ ۱۹۲۶، نویسنده، طنزپرداز، کارگردان، بازیگر و آهنگساز ایتالیایی، برندۀ جایزۀ نوبل ادبی در سال ۱۹۹۷ است که در نمایش هایش از روش و تکنیک های «کمدیا دل آرته» – که شیوه ای کهن از نمایش در ایتالیا و محبوب مردم طبقه ی کارگر بوده است – استفادۀ زیادی می کند.

کارهای داریو فو عموماً با مشخصه هایی چون برخوردهای انتقادی اش با جرایم سازمان یافته، فساد سیاسی، ترورهای سیاسی، دکترین کلیسای کاتولیک و تضادهای خاورمیانه معرفی و شناخته می شود.

اولین تجربه های تئاتری فو با نوشتن نمایشنامه های هزل آمیز انتقادی و اجرای نمایش در تئاترهای کوچک و کابارت ها آغاز شد. او و همسرش فرانکا رامه (Franca Rame) که او هم هنرپیشۀ تئاتر است، در سال ۱۹۵۹ کمپانی «داریو فو- فرانکا رامه» (Campagnia Dario Fo–Franca Rame) را راه اندازی کردند و با اجرای نمایش های کوتاه طنزآمیز دریک شوی تلویزیونی (Canzonissima )تبدیل به شهرت و محبوبین مردمی دست یافتند.

 آنها به تدریج فعالیت تئاتری خودشان را به شکل نوعی تئاتر تبلیغاتی سیاسی که ریشه در سنت «کمدیا دل آرته» داشت و ترکیبی بود با آنچه که خود داریو فو آن را «چپ گرایی غیررسمی» می نامید، گسترش دادند.

داریو فو و فرانکا رامه در سال ۱۹۶۸ کمپانی دیگری به نام «صحنۀ جدید» (NuovaScena) تأسیس کردند که به حزب کمونیست ایتالیا مرتبط بود و در سال ۱۹۷۰ پروژه ای را برای اجرای تئاتر در کارخانه ها، پارک ها و باشگاه های ورزشی آغاز کردند.

داریو فو نزدیک به ۷۰ نمایشنامه نوشته است که فرانکا رامه نیز در نگارش برخی از آنها با او همکاری داشته است. در بین مشهورترین آثار او می توان از «مرگ تصادفی یک آنارشیست» ( ۱۹۷۴) و «حساب پرداخت نمی شه» ( ۱۹۷۴) نام برد.

 داریو فو در مقام بازیگر با مونولوگ «اسرار کمدی» ( ۱۹۷۳) شناخته شد که بر اساس بخش های آیینی و اسرارآمیز قرون وسطایی شکل گرفته بود، اما ویژگی آن این بود که درونمایه آن در هر اجرا به تناسب تماشاگرانش تغییر می کرد.

برخی از آثار داریو فو به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده اند و عموماً در خارج از ایتالیا نیز، با توجه به زمان و مکان اجرای آنها، برای واکنش مشکلات و مسائل سیاسی روز و مسائلی از این دست، در آنها تغییراتی داده می شود.

در حقیقت خود داریو فو کارگردان ها و مترجم های آثارش را تشویق می کند که نقش ها و بخش هایی از نمایش را همانطور که مناسب شرایط خود می بینند، تغییر دهند و این نیز ایده ای است که او در پیروی از سنت «کمدیا دل آرته» و بداهه پردازی های آن اخذ کرده است.

در سال ۱۹۹۷ وقتی که فو برندۀ جایزۀ نوبل ادبی شد، کمیتۀ انتخاب کننده او را به عنوان نویسنده ای معرفی کرد که در میانسالی اش، در تازیانه کشیدن بر صاحبان قدرت و حمایت از شأن و منزلت مردم ستمدیده، به دلقک های قرون وسطا پهلو می زند.

.

 «روز جهانی تئاتر»

انستیتوی بین المللی تئاتر-iti«انستیتوی بین المللی تئاتر» (ITI) روز ۲۷ مارس را به عنوان «روز جهانی تئاتر» نام گذاری کرده است.

«انستیتوی بین المللی تئاتر» یک نهاد غیر دولتیِ فعال در زمینۀ هنرهای اجرایی است که در سال ۱۹۴۸ توسط سازمان «یونسکو» و با حضور تعدادی از چهره های مطرح جهان نمایش بنیان گداشته شده است.

از جمله اهداف ذکر شده برای «انستیتوی بین المللی تئاتر» می توان به مواردی چون:

«کمک به ارتقای تبادل دانش و تجربه در حوزۀ هنرهای اجرایی در عرصۀ بین المللی»، «ایجاد انگیزه برای خلاقیت و تولید بیشتر»، «ارتقای همکاری میان هنرمندان تئاتر برای نهادینه ساختن و توسعۀ خلاقیت هنری» و «ایجاد درک متقابل در راستای صلح و دوستی میان مردم، همسو با  اهداف سازمان یونسکو» اشاره کرد.

ایدۀ برگزاری «روز جهانی تئاتر» اولین بار همزمان با برگزاری نهمین کنگرۀ «انستیتوی بین المللی تئاتر» در فنلاند و در ژوئن ۱۹۶۱ مطرح شد و اکنون ۵۱ سال است که روز ۲۷ مارس در سراسر جهان، به شکل همزمان در حدود ۱۰۰ مرکز تئاتری، با برگزاری گردهمایی ها و مراسمی گوناگون جشن گرفته می شود.

بیشـتر بخـوانیـد:

«خشکسالی و دروغ» تا اطلاع ثانوی توقیف شد
«رابرت لوپاژ»؛ قدم زدن در جاده ای بی پایان، به سوی رویا
آیا تکنولوژی دیجیتالی تئاتر قرن بیست و یکم را دگرگون می کند؟
رابرت لوپاژ؛ جز ناخودآگاهِ انسان، هیچ جادویی در میان نیست
مقاله ای از «مارتین اسلین» دربارۀ «فردریک دورنمات»؛ بخش اول
رضا سرور: آموزه‌ های «پدر تئاتر ایران» برای همۀ فرزندانش
اعلام انصراف «علی رفیعی» از اجرای «یرما» در «تالار وحدت»
چرا «اشیل» در آرمانشهرِ افلاطون «سانسور» خواهد ‌شد؟ - (3)
یادداشتی از «محمد رضایی راد»؛ «یک چیزِ بی اعصاب ...»